پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٦ - ٢ شريح بن هانى حارثى و زياد بن نضر
آن فرد منم، بنابراين مراقب و منتظر باش كه مؤمنانى از راه مىرسند و امر كفن و دفن مرا بر عهده خواهند گرفت.
آن گاه از ابن عبدالبر در كتاب الاستيعاب نقل مىكند، آن گروه كه بعد از مرگ ابوذر ناگهان حاضر شدند، جماعتى بودند از جمله «حجر بن عدى» و «مالك اشتر» و اين همان حجر بن عدى است كه معاويه او را شهيد كرد و از بزرگان و شخصيتهاى شيعه بود.
همسر ابوذر مىگويد: هنگامى كه ابوذر از دنيا رفت ناگهان گروهى از سواران را ديدم كه همچون عقاب به سرعت در كنار جنازه او حاضر شدند رو به من كردند گفتند: اى زن چه مشكلى دارى؟ گفتم: مردى از مسلمانان از دنيا رفته او را كفن كنيد. سؤال كردند: او كيست؟ گفتم: ابوذر گفتند: همان يار رسول خدا صلى الله عليه و آله؟
گفتم: آرى، گفتند: پدران و مادران ما به فداى او. سپس با سرعت مراسم كفن و دفن او را انجام دادند. [١]
اين حديث هم دليل روشنى بر عظمت ابوذر است و هم مالك اشتر. شرح بيشتر را درباره اين شخصيت والا مقام و بىنظير اسلامى كه از وفادارترين دوستان امير مؤمنان عليه السلام بود، امام عليه السلام در چهار موضع ديگر نهجالبلاغه بيان فرموده است؛ از جمله در نامه ٣٤ و ٣٨ و كلمات قصار شماره ٤٤٣ و ذيل نامه ٥٣ (فرمان مالك اشتر) كه شرح آن را به خواست خدا خواهيم آورد.
٢. شريح بن هانى حارثى و زياد بن نضر
همان گونه كه در بالا گفتيم امام عليه السلام اين نامه كوتاه و پرمعنا را براى دو نفر از فرماندهان لشكرى كه به سوى ميدان صفين فرستاده بود مرقوم داشت.
در مورد نفر اوّل يعنى شريح بن هانى، ابن عبد البر در استيعاب مىگويد: او
[١]. شرح نهجالبلاغه ابن ابى الحديد، ج ١٥، ص ١٠٠ (با تلخيص).