پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٦ - شرح و تفسير اين نامه از سوى چه كسى، و به چه كسى است؟
توطئههاى دشمنان. آيا مىتوان كسى را پيدا كرد كه در طول عمر اسير اين غمها نشده باشد.
در اينجا اشاره به داستان معروف اسكندر بد نيست؛ هنگامى كه مىخواست از دنيا برود مادرش زنده بود و مىدانست بسيار ناراحت مىشود. تدبيرى انديشيد كه مايه تخفيف آلام او شود به او گفت: مادر بر مرگ من اشك بريز و عزاى مرا گرم كن؛ ولى تنها گريه مكن گروهى را دعوت كن كه تو را در اين امر يارى كنند و كسانى كه براى من گريه كنند؛ نه براى گرفتارى ها و مصائب خويشتن.
مادر وصيّت فرزند را بعد از مرگ او عمل كرد به سراغ همسايگان و دوستان و خويشاوندان و آشنايان رفت. از هر كس سؤال مىكرد كه تو غم و اندوهى ندارى؟ غم خود را با او در ميان گذاشت؛ يكى گفت همسرم از دنيا رفته ديگرى گفت به مصيبت فرزند گرفتارم، سومى گفت در معاملات زيان سختى ديدهام و چهارمى از بيمارى و درد خود سخن گفت. مادر فهميد كه دلى بىغم در اين جهان نيست و طبق ضرب المثل معروف «البلية اذا عمت طابت؛ بلا و مصيبت هر گاه عمومى شود قابل تحمل است» مصيبت فرزند براى او قابل تحمل شد.
تعبير به «نُصُبِ الْآفَاتِ وَ صَرِيعِ الشَّهَوَاتِ» با توجّه به اينكه «نصب» به معناى اهدافى است كه تير اندازان آن را نشانهگيرى مىكنند و «صريع» به معناى كسى است كه مغلوب مىشود و به زمين مىافتد، اشاره به آفات مختلفى است كه از هر سو انسان را هدفگيرى مىكند و شهواتى كه انسان را به زانو درآورده تاب مقاومت در برابر آن ندارد.
جمله «خَلِيفَةِ الْأَمْوَاتِ» اشاره به اين است كه اى انسان فراموش نكن تو جانشين مردگانى و در آينده به آنها خواهى پيوست و كسان ديگرى جانشين تو مىشوند و اين رشته همچنان ادامه مىيابد و سر دراز دارد.