پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٠ - شرح و تفسير مقامات كشور اسلام امانت الهى است
را بهانهاى براى سركشى قرار دهد، لذا امام عليه السلام براى پيشگيرى از فتنهانگيزى او اين نامه را برايش نوشت و در آغاز نامه چنين فرمود: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ مِنْ عَبْدِاللَّهِ عَلِيٍّ أَميرِ الْمُؤْمِنينَ إِلَى الأَشْعَثِ بْنِ قَيْسٍ أَمَّا بَعْدُ، فَلَوْ لَا هَنَاتٌ وَ هَنَاتٌ كُنَّ مِنْكَ لَكُنْتَ الْمُقَدَّمُ في هذَا الأَمْرِ قَبْلَ النَّاسِ وَ لَعَلَّ آخِرَ أَمْرِكَ يَحْمَدُ أَوَّلَهُ، وَ يَحْمِلُ بَعْضُهُ بَعْضاً، إِنِ اتَّقَيْتَ اللَّهَ- عَزَّ وَ جَلَ؛ اگر لغزشهايى چنين و چنان از تو سر نزده بود در اين كار (فرماندارى آذربايجان يا بيعت كردن با امام عليه السلام) مقدم بر ديگران بودى و شايد پايان كار تو آغاز آن را جبران كند و بخشى از آن بخش ديگر را بپوشاند اگر تقواى الهى را پيشه كنى».
سپس امام عليه السلام در ادامه اين نامه اشاره به قتل عثمان و بيعت مردم با او و شورش طلحه و زبير و شكستن بيعت آن حضرت نمود و افزود كه آنها عايشه را نيز با خود به سوى بصره بردند و من به اتفاق مهاجرين و انصار به سوى آنها رفتم و در ميدان نبرد در مقابل هم قرار گرفتيم. من از آنها خواستم كه از سركشى باز گردند و به بيعت خود وفادار باشند و آنچه وظيفه اتمام حجت بود انجام دادم؛ ولى آنها نپذيرفتند جنگ در گرفت و شكست خوردند و گروهى مجروح شدند و گروهى فرار كردند و من دستور دادم مجروحان را نكشند و فراريان را تعقيب نكنند و هر كس سلاح خود را بر زمين بگذارد و به خانه خويش برود و در را به روى خود ببندد در امان خواهد بود. [١]
سپس امام عليه السلام اين بخش از نامه را كه سيد رضى نقل كرده است بيان فرمود.
امام عليه السلام در اين بخش از نامه اوّل او را با دو جمله پرمعنا هشدار مىدهد و مىفرمايد: «فرماندارى تو براى تو وسيله آب و نان نيست، بلكه امانتى است در گردنت و تو از سوى ما فوق خود تحت مراقبت هستى»؛ (وَ إِنَّ عَمَلَكَ لَيْسَ لَكَ بِطُعْمَةٍ [٢] وَ لكِنَّهُ فِي عُنُقِكَ أَمَانَةٌ، وَأَنْتَ مُسْتَرْعًى لِمَنْ فَوْقَكَ).
[١]. تمام نهجالبلاغه، ص ٨٠٣؛ واقعه صفين، ص ٢٠.
[٢]. «طعمة» به معناى چيز خوردنى است ولى گاه به صورت كنايه بكار مىرود مثلًا مىگويند فلان كس خبيث الطعمة است يعنى كسب و كار بدى دارد و در نامه بالا به معناى وسيله آب و نان است.