پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٩ - شرح و تفسير آنها كه اسلام را يارى دادند
سرزمين موته رسيد به دستور حاكم بصرى به قتل رسيد و اين بر خلاف سنتى بود كه درباره رسولان اقوام به يكديگر انجام شد، سنتى كه تا امروز نيز برقرار است. اين مصيبت بر مسلمانان گران آمد و لشكرى به فرمان پيغمبر در حدود سه هزار نفر به فرماندهى زيد بن حارثه مأمور مقابله با شاميان شدند.
پيغمبر اكرم دستور داده بود كه اگر زيد شهيد شود جعفر پرچم را به دست گيرد و اگر جعفر شهيد شود، عبداللَّه بن رواحه بعد از او فرمانده لشكر شود و اگر او هم شهيد شود مسلمانان يكنفر را از ميان خود به فرماندهى قبول كنند.
لشكر حركت كرد، نخست به محل كشته شدن فرستاده پيغمبر رسيدند و آنها را به سوى اسلام دعوت كردند؛ ولى هنگامى كه دشمنان آگاه شدند لشكر عظيمى در حدود يكصد هزار نفر فراهم كردند؛ اما مسلمانان از انبوه لشكر دشمن كه تعداد آنها قابل مقايسه با تعداد لشكر اسلام نبود نهراسيدند و به پيكار برخاستند و همان گونه كه پيغمبر اكرم پيشبينى كرده بود، زيد بن حارثه، جعفر بن ابىطالب و عبداللَّه بن رواحه يكى بعد از ديگرى به شهادت رسيدند. دشمن دستهاى جعفر را قطع كرد و به همين جهت پيغمبر اكرم بعداً درباره او فرمود:
او با دو بال در فضاى بهشت پرواز خواهد كرد.
سرانجام مسلمانان تدبيرى انديشيدند و چنين وانمود كردند كه اين سه هزار نفر مقدمه لشكر اسلام است و انبوه لشكر به زودى فرا مىرسد و همين سبب شد كه لشكر دشمن عقبنشينى كند و مسلمانان با تلفات محدودى به مدينه بازگشتند بى آنكه شكستى را تحمّل كرده باشند و در واقع اين جنگ بدون پيروزى دشمن تمام شد.
از آنچه در بالا گفته شد به خوبى صدق كلمات امام عليه السلام در نامه مورد بحث روشن مىشود كه چگونه پيغمبر اكرم همه جا خاندان بنىهاشم را در پيشاپيش صفوف رزمندگان قرار مىداد و ديگران- بر خلاف گفته معاويه- در صفوف بعد قرار داشتند.