پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٨ - ٢ اخلاق اسلامى در برابر دشمنان
٢. اخلاق اسلامى در برابر دشمنان
آنچه در نامه بالا و بعضى از نامههاى گذشته و آينده آمده است، بيانگر روش اسلام در ميدان نبرد و در برابر دشمنان است. روشى كه تمام موازين صحيح نبرد را آميخته با مسائل اخلاقى نشان مىدهد. بر خلاف روش دنياى مادى و روش دشمنان امام عليه السلام كه هيچ قيد و شرطى را در ميدان جنگ پذيرا نبودند. ناجوانمردانهترين كارها اگر به اهداف آنها كمك مىكرد، مجاز بود؛ و بهترين دستورهاى انسانى و اخلاقى اگر در مسير منافع آنها نبود، ممنوع شمرده مىشد. اين تفاوت را به خوبى مىتوان در طرز رفتار امام عليه السلام و طرز رفتار معاويه مشاهده كرد.
بعضى از تحليلگران پيشين و امروز كه افكارشان تحت تأثير مكتبهاى مادى بوده و هست همين تفاوت را دليل بر برترى سياستهاى معاويه بر سياست امام عليه السلام مىگيرند.
در اينجا بد نيست به سخنى از جاحظ در اين زمينه گوش فرا دهيم او مىگويد: بعضى از كسانىكه خود را عاقل و دانا و فهيم مىدانند و در واقع عوام هستند و خود را از خواص مىپندارند، گمان مىكنند كه معاويه بهتر از على عليه السلام فكر مىكرد و در مسائل سياسى دقيقتر مىانديشيد در حالى كه مطلب چنين نيست، زيرا على عليه السلام در جنگهايش كارى جز آنچه موافق كتاب و سنّت بود انجام نمىداد در حالى كه معاويه بر خلاف كتاب و سنّت عمل مىكرد و هر گونه نيرنگى را اعم از حلال و حرام به كار مىبرد و در جنگهايش مطابق سيره پادشاهان ظالم غير مسلمان عمل مىكرد. على عليه السلام دستور مىداد كه آغازگر جنگ نباشيد، فراريان را تعقيب نكنيد، مجروحان را به قتل نرسانيد، درهاى بسته را نگشاييد و خودش اين برنامه را در تمام جنگها به كار مىبرد در حالى كه جنگجويانى (همچون لشكر معاويه) به هيچ قيد و شرط اخلاقى مقيد نبودند، اگر دشمن در خواب بود به او حمله مىكردند و از سوزاندن و غرق كردن دشمن پروا نداشتند هنگامى كه