پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٥ - ٢ نامهاى عجيب از معتضد عباسى
بخشنامهاى مستدل براى نواحى مختلف فرستاد. اين نامه را مورخ معروف، طبرى در حوادث سال ٢٨٤ در تاريخ خود نقل كرده و كامل ابن اثير (هر چند با لحن مخالف) به آن اشاره كرده است و ما آن را از شرح نهجالبلاغه ابن ابى الحديد كه از آن تلخيص خوبى دارد نقل مىكنيم.
ابن ابى الحديد در جلد ١٥ از شرح نهجالبلاغه خود در ذيل همين نامه امام عليه السلام به محمد بن ابىبكر مىنويسد: طبرى چنين مىگويد: در اين سنه (سنه ٢٨٤) معتضد عباسى تصميم گرفت لعن معاويه را بر تمام منابر گسترش دهد و دستور داد نامهاى نوشتند (مستدل) كه براى مردم خوانده شود. وزيرش عبيد اللَّه بن سليمان او را از ايجاد تنش در ميان گروهى از مردم بر حذر داشت و گفت: ممكن است اين كار به فتنه بينجامد؛ ولى معتضد اعتنايى به سخنان او نكرد.
نخستين چيزى كه معتضد به آن ابتدا كرد اين بود كه مردم مشغول كار خود باشند و از اجتماعات بپرهيزند و عصبيت را كنار بگذارند و به عنوان شهادت دادن، نزد سلطان نروند مگر اينكه از آنها خواسته شود و داستانسرايان را از نشستن بر سر جادهها (و گردآورى مردم در اطراف خود) منع كنند و دستور داد نسخههايى از اين نامه تهيّه شود و در دو طرف بغداد در محلات و كوچهها و بازارها روز چهارشنبه بيست و چهارم جمادى الاولىِ همان سال براى مردم بخوانند سپس روز جمعه از آن خوددارى كنند و از اجتماع مردم به صورت گروهى در دو مسجد معروف بغداد جلوگيرى كنند و به سقاهايى كه در آن دو مسجد به مردم آب مىدادند، سفارش شد كه براى معاويه طلب رحمت نكنند چون قبلًا عادت آنها بر اين بود كه به هنگام آب دادن براى او طلب رحمت مىكردند.
به هر حال روز جمعه نامه خوانده نشد، هر چند مردم انتظار داشتند آن را استماع كنند. در اين هنگام وزير معتضد «عبيداللَّه بن سليمان» متوسل به قاضى يوسف شد كه حيلهاى بينديشد و معتضد را از اين كار منصرف نمايد. قاضى يوسف به