پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٦ - شرح و تفسير اعتماد به مردم در گردآورى ماليات اسلامى
صورتبردارى كرده به آنها ارائه مىدهند تا خمس آنها را تعيين كنند بدون آنكه اجبار و فشارى در كار باشد.
البته آنچه گفته شد اصلى عمومى درباره همه كسانى است كه اموالشان مشمول حكم زكات است ولى ممكن است در اين ميان استثنائاتى نيز وجود داشته باشد كه بعضى از زورمندان در برابر حكومت اسلامى بايستند و آشكارا نسبت به پرداختن زكات مخالفت كنند. در اين گونه موارد حكومت با آنها برخورد كند و حق اللَّه را به زور از آنها بستاند تا سبب جرأت بعضى ديگر نشود ولى همان گونه كه گفتيم اين يك استثناست.
امام عليه السلام در ادامه اين سخن مىفرمايد: «اگر كسى (از آنها) گفت: نه (چيزى به اموالم تعلق نمىگيرد) ديگر به او مراجعه نكن و اگر كسى گفت: آرى، همراهش برو بى آنكه او را بترسانى يا تهديد كنى يا بر او سختگيرى نمايى يا كار او را مشكل سازى»؛ (فَإِنْ قَالَ قَائِلٌ: لَا، فَلَا تُرَاجِعْهُ، وَ إِنْ أَنْعَمَ [١] لَكَ مُنْعِمٌ فَانْطَلِقْ مَعَهُ مِنْ غَيْرِ أَنْ تُخِيفَهُ أَوْ تُوعِدَهُ أَوْ تَعْسِفَهُ [٢] أَوْ تُرْهِقَهُ). [٣]
جالب اينكه امام عليه السلام نهايت لطف و محبّت را درباره كسى كه اظهار مىدارد، زكاتى در اموال او وجود دارد به خرج داده و در چهار جمله بسيار كوتاه، چهار دستور به مأمور گردآورى زكات مىدهد: نخست اينكه نبايد او را بترساند كه مثلًا اگر زكاتت را به طور كامل ندهى مجازات خواهى شد و ديگر اينكه با تهديد چيزى از او نگيرد و سوم اينكه در گرفتن زكات سختگيرى ننمايد و چهارم
[١]. «انعم» از ريشه «انعام» گاه به معناى بخشيدن نعمتى است و گاه به معناى گفتن نعم (آرى). در جملهبالا معناى اخير اراده شده است به قرينه جمله ما قبل «فان قال قائل لا».
[٢]. «تعسف» از ريشه «عسف» بر وزن «كسب» در اصل به معناى بيراهه رفتن است سپس به ظلم و ستم كه آن نيز مصداق بيراهه رفتن است اطلاق شده است.
[٣]. «ترهق» از ريشه «ارهاق» از ريشه «رهق» بر وزن «شفق» كه در اصل به معناى پوشاندن يا پوشاندن چيزى با قهر و غلبه است و در بسيارى از موارد معناى سختگيرى را مىدهد. در جمله بالا همين معنا اراده شده است.