پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٠ - فضايل حمزه سيدالشهدا
٤. در كتاب اسدالغابة فى معرفة الصحابة نوشته ابن اثير آمده است: «هنگامى كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله بعد از واقعه احد به مدينه باز گشت صداى گريه و زارى را براى شهداى قبيله انصار از خانههاى آنها شنيد (در حالى كه خانه حمزه خاموش بود، زيرا او از مهاجرين بود) پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود: «لكن حمزة لا بواكى له؛ افسوس كه عمويم حمزه عزادارانى ندارد». اين سخن به گوش انصار رسيد به زنانشان گفتند: پيش از آنكه براى شهيدان خود گريه كنيد براى حمزه سوگوارى نماييد.
واقدى (مورخ معروف) مىگويد: اين كار به عنوان يك سنّت در ميان مردم مدينه باقى ماند و تا امروز نيز همان برنامه را ادامه مىدهند». [١]
٥. در كتاب مكارم الاخلاق آمده است كه حضرت فاطمه زهرا عليها السلام از خاك قبر حمزه تسبيحى ساخته بود و ذكر خدا را با آن تسبيح مىگفت. [٢]
روايات در فضيلت حضرت حمزه و فداكارى او در هنگام غربت اسلام و حمايت بىدريغ او از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و شهادت شجاعانهاش فراوان است؛ اين مختصر را با حديث ديگرى كه مرحوم كلينى در كافى از امام باقر عليه السلام نقل كرده پايان مىبخشيم: يكى از ياران آن حضرت مىگويد: ما در خدمتش بوديم، سخن از حوادثى به ميان آمد كه بعد از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله براى محروم ساختن امير مومنان على عليه السلام از خلافت به وجود آمد. كسى عرض كرد: خداوند تو را سالم بدارد؛ بنى هاشم افراد نيرومندى داشتند چرا در مقابل اين جريان مقاومت نكردند؟ امام باقر عليه السلام فرمود: آرى بنى هاشم مردان شجاع و دليرى همچون جعفر و حمزه داشتند؛ ولى افسوس كه شهيد شدند و افراد ضعيفى باقى ماندند؛ «أَمَا وَاللَّهِ لَوْ أَنَّ حَمْزَةَ وَ جَعْفَراً كَانَا بِحَضْرَتِهِمَا مَا وَصَلَا إِلَى مَا وَصَلَا إِلَيْهِ؛ به خدا سوگند اگر حمزه و جعفر در برابر خليفه اوّل و دوم بودند به هدف خود نمىرسيدند». [٣]
[١]. اسد الغابة، ج ٢، ص ٤٨.
[٢]. مكارم الاخلاق، ص ٢٨٠ و بحارالانوار، ج ٨٢، ص ٣٣٣، ح ١٦.
[٣]. كافى، ج ٨، ص ١٨٩، ح ٢١٦ (با كمى تلخيص).