پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٠ - شرح و تفسير آيندهه شوم و تاريك دشمن!
عثمان را بهانه كرده بود مىفرمايد: «تو گمان كردى براى انتقام خون عثمان آمدهاى درحالى كه خوب مىدانى خون او كجا (و به دست چه كسى) ريخته شد و اگر به راستى طالب خون او هستى، از همان جا كه ميدانى آن را طلب كن»؛ (وَ زَعَمْتَ أَنَّكَ جِئْتَ ثَائِراً [١] بِدَمِ عُثْمَانَ. وَ لَقَدْ عَلِمْتَ حَيْثُ وَقَعَ دَمُ عُثْمَانَ فَاطْلُبْهُ مِنْ هُنَاكَ إِنْ كُنْتَ طَالِباً).
اشاره به اينكه اگر شركاى خون عثمان را مىخواهى دوستان تو طلحه و زبير بودند و اگر به دنبال كسانى هستى كه او را تنها گذاشتند و فرياد استغاثه او را پاسخ ندادند، خودت بودى كه عثمان به تو نوشت و از تو تقاضاى كمك كرد؛ ولى تو هيچ گامى براى او بر نداشتى، بنابراين تو در خونخواهى عثمان صادق نيستى و اگر صادق بودى مسيرى غير از اين داشتى.
سپس امام عليه السلام آينده جمعيت معاويه و جنگ او را با يارانش چنين پيشگويى مىكند، مىفرمايد: «گويا تو را مىبينم كه از رويارويى در جنگ ضجه و ناله مىكنى همچون شتران سنگين بار»؛ (فَكَأَنِّي قَدْ رَأَيْتُكَ تَضِجُّ مِنَ الْحَرْبِ إِذَا عَضَّتْكَ [٢] ضَجِيجَ الْجِمَالِ [٣] بِالْأَثْقَالِ).
همان گونه كه مىدانيم اين پيشگويى در جنگ صفين واقع شد و هنگامى كه لشكر امام عليه السلام عرصه را بر لشكر معاويه تنگ كرده بودند و مالك اشتر به سراپرده معاويه نزديك مىشد و چيزى نمانده بود او را به قتل برساند، فرياد و ناله معاويه و همراهانش بلند شد.
و در پيشگويى دوم مىفرمايد: «و گويا تو را مشاهده مىكنم كه با جمعيت خود بر اثر ضربات پى در پى و فرمان حتمى شكست و كشتگانى كه پشت سر هم
[١]. «ثائر» به معناى خونخواه از ريشه «ثئر» بر وزن «سرد» به معناى خونخواهى گرفته شده و اينكه دربارهبعضى از معصومين عليهم السلام گفته مىشود: «يا ثار اللَّه» يعنى اى كسى كه خونخواهش خداست نه يك فرد و يك قبيله.
[٢]. «عضّ» از ريشه «عضّ» به معناى دندان گرفتن گرفته شده است.
[٣]. «جمال» جمع «جمل» به معناى شتر است؛ مانند «جبال» كه جمع «جبل» است.