پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٢ - نامه در يك نگاه
از نامههاى معاويه به امام عليه السلام؛ كه معاويه در آن بسيار جسورانه با امام عليه السلام سخن گفته و از هيچ گونه هتاكى فروگذار نكرده است. در بخش اوّل از نامهاش به عظمت پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و اسلام پرداخته و آن را مقدمهاى براى بيان فضايل اصحاب و ياران آن حضرت قرار داده سپس به طرفدارى از خليفه اوّل، دوم و سوم پرداخته و از منزلت اوّلى و دومى و مظلوميّت سومى سخن به ميان آورده و امام عليه السلام را متّهم ساخته كه در قتل عثمان شركت داشته و نيز متهم به حسادت ابوبكر و كراهت خلافت عمر نموده و در همه جا از تعبيرات زننده و نيشهاى زشت و آزار دهنده كمك گرفته و در پايان امام عليه السلام را با نهايت بىادبى متّهم به لجاجت نموده و مىگويد: قتله عثمان را به ما بسپار و شورايى براى انتخاب خليفه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله آماده ساز؛ ما بيعت تو را نپذيرفتهايم و سر بر فرمانت نمىنهيم و بهره تو از ناحيه ما تنها شمشير است و تا پايان ايستادهايم.
از تعبيرات اين نامه كاملًا پيداست كه معاويه دو هدف را دنبال مىكرده است:
نخست اينكه امام عليه السلام را عصبانى و خشمگين كند تا سخنان تندى بگويد و آن را بهانه كند و پيراهن عثمان ديگرى بسازد و نيز درباره خلفاى سه گانه زياد اغراق مىكند و امام عليه السلام را به حسادت نسبت به آنها متّهم مىسازد تا امام عليه السلام سخنى بر ضد آنها بگويد و آن نيز ضميمه پيراهن عثمان شود.
اين سخن يك استنباط نيست بلكه مطلبى است كه صريحاً در تاريخ آمده كه بر زبان عمرو عاص جارى شد، ابن ابى الحديد مىنويسد: عمرو بن عاص به معاويه سفارش كرد كه نامهاى براى على عليه السلام بنويسد تا او را شديداً تحريك كند و به خشم آورد تا سخنى از او در جواب صادر شود كه اسباب نكوهش او گردد و روش او را ناهنجار سازد. مخصوصاً تأكيد كرد تا مىتوانى از ابوبكر و عمر در نامهات تعريف كن. معاويه نيز پيشنهاد عمرو بن عاص را پذيرفت و نامهاى را كه در بالا به خلاصه آن اشاره كرديم براى او نوشت.