پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٣ - نامه در يك نگاه
اما عصاره نامه امام عليه السلام در يك نگاه:
اين نامه مشتمل بر چند بخش است: امام عليه السلام در بخش اوّل به افشاى ادّعاهاى دروغين معاويه مىپردازد و در پاسخ او كه نوشته بود: خداوند محمد را براى دينش برگزيد و با يارانش او را تأييد كرد امام عليه السلام از اين بيان بسيار اظهار شگفتى مىكند و مىگويد: تو را با اين امور چكار، داستان تو مانند داستان كسى است كه خرما را به سرزمين هَجَر ببرد (منطقهاى است بسيار پر خرما كه در بحرين قرار دارد و اين ضرب المثل شبيه ضرب المثلى است كه ما در فارسى داريم و مىگوييم: كار فلان كس همچون زيره به كرمان بردن است) و يا استاد بزرگ خود را به مسابقه دعوت نمايد؛ بر سر جايت بنشين و فضايل خاندان ما را براى ما كه از آن آگاهتريم بازگو نكن.
در بخش دوم، امام عليه السلام به منظور يادآورى نعمتهاى خدا- نه براى آگاه كردن معاويه كه او از اين امور باخبر بود- به بيان فضايل بنىهاشم پرداخته و از حمزه سيّدالشّهدا و جعفر طيّار سخن به ميان مىآورد و در پايان مىافزايد: اگر خداوند نهى از خودستايى نكرده بود، فضايل فراوانى را بر مىشمردم كه دلهاى مؤمنان از آن باخبر و گوشهاى شنوندگان با آن آشناست.
در سومين بخش از نامه، اشاره به نكته اصلى ادّعاهاى معاويه مىكند و به مقايسهاى بين بنىهاشم و بنىاميّه مىپردازد و مىفرمايد: ما علاوه بر اينكه از خويشاوندان نزديك پيامبريم، آيين او را پيش از همه پذيرفتهايم و بيش از همه با آن آشناييم و به همين دليل به خلافت سزاوارتريم. مگر مهاجران در روز سقيفه با استناد به خويشاوندى پيامبر صلى الله عليه و آله بر انصار كه مدّعى خلافت بودند، پيروز نشدند؟ اگر اين امر دليل برترى است پس حق با ماست.
در بخش چهارم اين نامه به نقد يكى ديگر از سخنان جسورانه و بىپايه معاويه پرداخته، مىفرمايد: تو نوشتهاى مرا همچون شتر مهار شده به سوى