پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٨٧ - شرح و تفسير بيست و هشت اندرز ديگر
كلى از او سلب مىكند همچنين همسايگان بد سبب سلب آرامش از انسان حتى در خانه او هستند.
در حديثى از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله مىخوانيم «كان اذا سافر يقول: من كان يسىء الى جاره فلا يصحبنا لان الجار رفيق ملازم؛ آن حضرت هنگامى كه مسافرت مىكرد مىفرمود: كسى كه به همسايهاش بدى مىكند با ما همسفر نشود؛ زيرا همسايه رفيق هميشگى انسان است».
مرحوم تسترى در شرح نهجالبلاغه خود از كتاب تاريخ بغداد چنين نقل مىكند كه محمد بن ميمون ابىحمزه [١] (از معاريف عصر خود) همسايهاى داشت كه مىخواست خانهاش را بفروشد. مشترى پرسيد: به چند مىفروشى؟ گفت: دو هزار (دينار) قيمت خانه است و دو هزار (دينار) ارزش همسايه ابى حمزه بودن.
اين سخن به گوش ابو حمزه رسيد چهار هزار (دينار) براى او فرستاد و گفت:
اين را بگير و خانهات را نفروش. [٢]
بيست و هشتم. حضرت در آخرين اندرز اين بخش از وصيّتنامه پربار مىفرمايد: «از گفتن سخنان خندهآور (و بى محتوا) بپرهيز، هر چند آن را از ديگرى نقل كنى»؛ (إِيَّاكَ أَنْ تَذْكُرَ مِنَ الْكَلَامِ مَا يَكُونُ مُضْحِكاً، وَ إِنْ حَكَيْتَ ذَلِكَ عَنْ غَيْرِكَ).
زيرا اين گونه سخنان از يك سو هيبت و ابهت انسان را بر باد مىدهد و از سويى ديگر غالباً همراه با غيبت يا استهزاى فرد آبرومندى است، بنابراين هم مايه نقص انسان در دنيا هم در آخرت است. خواه اين سخن از خودش باشد يا به نقل از ديگرى. چه تفاوت مىكند كه غيبت يا سخريه ابداع خود انسان باشد يا حكايت از ديگرى.
[١]. در زمان خود از شيوخ برجسته خراسان و مردى دانشمند و آگاه و سخاوتمند و شيرينزبان بود و به همين جهت لقب «سكرى» به او دادند. (سُكّر به معناى شكر است). (اعلام زركلى)
[٢]. شرح نهجالبلاغه تسترى، ج ٨، ص ٤٥٥ در تهذيب الكمال، ج ٢٦، ص ٥٤٨ نيز همين روايت از تاريخ بغداد نقل شده است.