پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٤ - نكته چرا استدلال به شورا و بيعت
چگونه ممكن است امام عليه السلام در اين نامه براى حقانيّت خود در برابر معاويه به نص استدلال كند؛ چيزى كه او از اساس با آن مخالف بود. بايد از دليلى استفاده كند كه او نتواند در برابر آن سخن بگويد و راه انكار بپويد و آن مسأله شوراست.
شورايى كه خلفاى پيشين بر اساس آن انتخاب شدند؛ همان كسانى كه معاويه از طرف آنها به خلافت شام نصب شد.
اين همان چيزى است كه در علم منطق از آن به فن جدل تعبير مىشود و آن اينكه مسلّمات خصم را بگيرند و با آن بر ضد او استدلال كنند هرچند مسلّمات خصم از سوى گوينده پذيرفته نشده باشد.
مثل اينكه ما با تورات و انجيل كنونى در برابر يهود و نصارى استدلال مىكنيم و مىگوييم مطابق فلان فصل و فلان آيه شما چنين مىگوييد و بنابراين طبق عقيده خودتان محكوم هستيد. فى المثل مىگوييم: شما مسيحيان عقيده داريد عيسى را به دار آويختند و كشتند و دفن كردند و بعد از چند روز زنده شد و به آسمان رفت. بر طبق اين عقيده بايد مسأله رجعت انسان به زندگى در اين دنيا را پذيرا شويد، هرچند ما معتقد به كشته شدن حضرت مسيح نيستيم.
در قرآن مجيد نيز گونههايى براى اين مطلب مىتوان پيدا كرد؛ از جمله در داستان ابراهيم عليه السلام هنگامى كه در برابر ستاره پرستان، ماه پرستان و آفتاب پرستان قرار گرفت با جمله «هذا رَبِّي» يا «هذا رَبِّي هذا أَكْبَر» [١] مسلمات آنها را پذيرفت اما هنگامى كه همگى افول كردند و افول و غروب آنها دليل بر حادث بودن آنها بود، آنها را محكوم ساخت.
شگفتآور اينكه ابن ابى الحديد با اينكه در بسيارى از مسائل راه اعتدال را مىپويد، هنگامى كه به اين نامه مىرسد مىگويد: «بدان كه اين فصل از كلام امير المؤمنين با صراحت دلالت بر اين دارد كه انتخاب شورا راه اثبات خلافت
[١]. انعام، آيه ٧٧ و ٧٨.