ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٨٩ - اخبار
خداوند متعال گروهى را مورد نعمت و احسان خود فرمود ولى چون شكر و سپاسگزارى از نعمت ننمودند همان نعمت موجب بدبختى آنان گرديد. و گروهى را بمصائب و بلايا مبتلا نمودند چون صبر و استقامت ورزيدند همان مشكلات خود نعمت بزرگى شد براى آنان.
در اين حديث كه فرمود فصارت وبالا عليهم. وبال بمعناى شدت و سنگينى و رنج و عذاب است يعنى همين نعمت خدا داده از جهت سوء استفاده و بهرهگيرى غلط عامل بدبختى و رنج و عذاب دنيوى و اخروى آنان شد. و در مقابل: گرفتاريها و شدائد براى افراد صابر و شكيبا نعمت و سعادت دنيوى و اخرى گشت.
١٩- كافى از على بن ابراهيم ... از ابان بن ابى مسافر از حضرت صادق ٧ در تفسير آيه ٢٠٠ از آل عمران- يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا فرمود يعنى در برابر مصائب صبر كنيد و در روايت ابن ابى يعفور از حضرت كه فرمود صابروا على المصائب يعنى در شدائد و گرفتاريها صبر پيشه گيريد. شايد منظور اين باشد كه يك ديگر را توصيه و سفارش بصبر بنمائيد در هنگام مصائب و جنگها.
٢٠- كافى از عده مشايخ از برقى ... از بعضى از اصحاب حضرت كه فرمود.
لو لا ان الصبر خلق قبل البلاء لتفطر المؤمن كما تتفطر البيضة على الصفا.
اگر مؤمن قبل از رسيدن بلايا و مشكلات صبر و مقاومت را در اختيار نداشت قطعا" متلاشى و نابود مىشود. همان گونه كه تخم مرغ با برخورد بسنگ سخت متلاشى و نابود مىشود.
بيان: تفطر از فطر گرفته شده يعنى منشق شدن. شكافته شدن از هم متلاشى گشتن.
و صفا جمع صفا است بمعناى سنگ سخت است و در اين حديث اشاره باين است كه صبر از لوازم ايمان است و هر آن كس كه در برابر شدائد و بلايا صبر نداشته باشد استحقاق و شايستگى اسم ايمان را هم ندارد همچنان كه در روايات بالا گفته شد كه نسبت صبر بايمان نسبت سر است ببدن و نيز اين مطلب را ميرساند كه نزول بلايا و شدائد براى مؤمن زياد است و مؤمن هميشه با گرفتاريها مواجه و درگير است. چون اگر كم و اندك باشد متلاشى شدن مورد ندارد.
٢١- كافى از على بن ابراهيم ... از جابر جعفى از حضرت باقر ٧.
قال مروت الصبر في حال الحاجة و الفاقه و التعفف و الغناء اكثر من مروت الاعطاء.
ارزش كمالى صبر هنگام فقر و نيازمندى و همچنين ارزش كمالى و معنوى درخواست نكردن از مردم و اظهار بىنيازى. بيشتر است از ارزش عطاء و بخشش.
بيان. مروت عبارت از حالات و صفاتى است كه عامل كمال انسانيت انسان باشد و فاقه يعنى فقر و تهيدستى و تعفف يعنى درخواست نكردن از مردم كه البته عطف است بر صبر.
و غناء با غين يعنى بىنيازى از مردم و اظهار بىنيازى و در بعضى از نسخهها با عين بىنقطه