ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٨١ - اخبار
بدن همچنان كه اگر سر از بدن جدا شود بدن فاسد خواهد شد. صبر هم اگر همراه كارها نباشد تمام كارها بىنتيجه و به تباهى خواهد كشيد.
بيان ... و اخشى ان اكون قد وجلت. وجل يعنى خوف و ترس هميشگى و شايد منظور از اين جمله اين باشد كه ميترسم اين حزن و اندوه من از نظر شرع ناپسند و به آن حد مذموم رسيده باشد. و يا اين كه ميترسم از شدت حزن و ناراحتى جگر يا كيسه صفرا پاره شده و از بين بروم. و يا اينكه ميترسم كارم بجنون و ديوانگى بكشد. عليك بتقوى اللَّه.
عليك اسم فعل است يعنى بر تو باد تقواى الهى كه در شكايت ناراحتىها و بىتابى و ناراحتى و آنچه موجب نقص ايمان است از تقوا مدد بگيرى. و شايد اشاره به آيه ١٨٦ از آل عمران باشد كه ميفرمايد:
وَ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا فَإِنَّ ذلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ.
اگر صبر و تقوى داشته باشيد عزم و تصميم شما در كارها استوارتر خواهد شد. تقدم به صيغه معلوم از باب علم و بصورت مجزوم كه از لحاظ تركيب نحوى جزاى امر در عليك است و يا مرفوع بطور استيناف و بيان نتيجه و فايده صبر است و ضمير عليه راجع به صبر است البته با تقدير مضاف يعنى به پاداش صبر ميرسى و يا ضمير راجع به اللَّه است آنهم به تقدير مضاف يعنى به ثواب و لطف خدا ميرسى و گفته شده راجع به آن شخص از دست رفته است كه هر يك از پدر و برادر باشد يعنى فرداى قيامت به آن شخص وارد شده و در كنار او هستى البته اينها بعيد است و منظور از غد قيامت و يا هنگام مرگ است و يا كنايه از سرعت يعنى به همين زودىها.
٧- كافى از محمد بن يحيى ... از سماعه بن مهران از حضرت موسى بن جعفر ٧ كه حضرت بمن فرمود چرا در اين مدت از آمدن به حج خوددارى نمودهاى؟ عرض كردم فدايت شوم قرض زيادى دارم و اموال من همه از دستم رفته و سطح مصيبت اين قرضى كه از من جدا نميشود مهمتر از دست دادن اموال است. اگر بعضى از دوستان وسائل مسافرت مرا فراهم نميكرد قدرت بر سفر نداشتم. حضرت فرمود:
ان تصبر تغتبط و ان لا تصبر ينفذ اللَّه مقاديره راضيا كنت ام كارها اگر صبر و استقامت نمائى مورد غبطه ديگران خواهى شد و اگر صبر نكنى بالاخره تقديرات الهى جارى مىشود به پسندى يا نه پسندى بيان اغتباط افتعال از غبطه است يعنى طرف غبطه مانند منعه فامتنع او را جلوگيرى كرد او هم امتناع و قبول جلوگيرى نمود و معناى غبطه اين است كه انسان آرزوى حالت كسى را كه در وضع خوبى هست داشته باشد بدون اينكه آرزوى زوال و سلب نعمت را از آن شخص داشته باشد و فرق غبطه و حسد همين