ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٣٠٨ - اخبار اين باب
١٤- تهذيب با اسناد خود از احمد بن محمد از حسين بن سعيد از ابى على كه گفت خدمت حضرت صادق ٧ بوديم. شخصى از ياران عرض كرد فدايت شوم آيه وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً نسبت بهمه اين مردم است حضرت خنديد و فرمود نه. مقصود اين است كه بگوئيد، محمد رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و على اهل بيت.
بيان. ظاهرا حضرت اين مطلب را بعنوان مثال فرمود و منظور تاويل آيه است كه غرض از آيه بيان حقائق و گفتن امور حقيقى و واقعى است براى مردم. و يا مقصود از ناس انسانهاى حقيقى است كه عبارت از انبياء و ائمه عليهم السّلام باشد (يعنى راجع بآنان سخنان حق و خوب بگوئيد) همان طورى كه در تفسير آيه شريفه ثُمَّ أَفِيضُوا مِنْ حَيْثُ أَفاضَ النَّاسُ بقره ١٩٩ در عرفات آن طورى كه مردم (ائمه عليهم السّلام) كوچ ميكنند شما هم كوچ كنيد. على اى حال بهر يك از دو فرض كه گفته شد اين تفسير بطن آيه است و در مورد غير تقيه است.
١٥- تفسير عياشى. از حرير از پريد كه گويد خدمت حضرت صادق ٧ عرض كردم. من غذا و طعام بكسى ميخورانم ولى آن سائل را نمىشناسم مسلمان است يا نه؟
حضرت فرمود تا وقتى كه وضعش براى شما روشن نيست كه دوست است يا دشمن غذا و طعام باو بده كه خداوند متعال ميفرمايد.
وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً".
بيان. شايد منظور اين باشد. در صورتى كه گفتار نيك و برخورد خوب با آنها مطلوب است اطعام و غذا دادن بآنها بطريق اولى مطلوب است چون اين كار احسان بيشترى است.
و يا اينكه گفتن و بيان آيه براى تنظيم و رفع استبعادات يعنى اين داراى حسن و خوب است. و يا اينكه اين مطلب تاويل و تفسير ديگرى است براى آيه شريفه يعنى نسبت بمردم خوشبين باشيد و نسبت كفر و مخالفت بآنها ندهيد تا وقتى كه يقين نداريد.
١٦- تفسير عياشى. عبد اللَّه بن سنان از حضرت صادق ٧ كه گفت شنيدم كه حضرت فرمود. تقوا داشته باشيد و با كلمات و سخنان زشت مردم را بر خود مسلط نكنيد كه خداوند متعال ميفرمايد وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً".