ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ١٣٣ - اخبار اين باب
بهترين وجه بهرهبردارى كند و هر چه كه براى او مقدر شده او را نيكوتر و كاملتر بداند و بآنچه پيش مىآيد راضى و خشنود باشد و در عين حال سعى و كوشش در همان كارهائى كه بخدا واگذار كرده بنمايد. و خودش را و كارش را و قدرت و اراده و تصميمش را از اسباب و شرائطى بداند كه موجب اعمال قدرت و تعلق اراده الهى در اين مورد مخصوص مىشود- حاصل مطلب اينكه بداند خداوند متعال اعمال قدرت و اراده بىملاك و بىجهت نمىنمايد بلكه طبق مصلحت و پس از شايستگى و لياقت لطف خود را شامل حال انسان ميكند و يكى از علل دستيابى بلياقت و شايستگى همين فعاليت و جديت و سعى و كوشش ما است- و از اين بيان معناى حديث مشهور و معروف كه فرمودهاند- لا جبر و لا تفويض بل امر بين امرين- روشن مىشود يعنى نه جبر محض است كه از ما و از اين وسائل و اسباب هيچ كارى ساخته نباشد و اينها هيچ كاره باشند و سعى و كوشش و آب و آتش و ساير اسباب و وسائل هيچ دخالتى و تاثيرى نداشته باشند و نه تفويض محض كه همه اسباب و وسائل و وسائط خودشان اصالة و بالذات و بطور مستقل و بدون دخالت و اراده حق تعالى كار خود و تاثير خود را انجام دهند بلكه بين اين دو راه راه سومى هست و آن اينكه ما انسانها و همه موجودات افعال و كارهاى ما و تمام اين اسباب و وسائل مؤثر و و دخيل هستند و گر نه تكليف و ثواب و عقاب- تجليس و تقدير و نكوهش توبيخ همه و همه بىمورد و غلط خواهد بود ولى نه بطور استقلال كه هر يك خدائى ميشوند و سلطه و حكومت حق تعالى از اينها منعزل و اينها از تحت قدرت مطلقه او و سلطنت عامه او خارج و موجب محدوديت قدرت خدا مىشود. بلكه اينها همه موثر هستند و سبب هستند و دخالت و تاثير دارند اما با اذن او و تمليك او و در طول او كه اگر بخواهد سببيت و تاثير و دخالت را از اينها بگيرد و سلب كند ميتواند چون مالك اصلى و مسبب او است و هر چيز و هر كس هر چه دارد از او است و مستقل به تمام معنا و متكى بخود در واقع و در حقيقت فقط او است لا حول و لا قوة الا باللَّه- بحول اللَّه و قوته اقوم و اقعد- من قيام مىكنم و قعود من مينمايم و كارها را من انجام ميدهم اما بحول و قوهاى كه او بمن داده است: لا جبر و لا تفويض بل امر بين امرين.
٤- كافى. از محمد بن يحيى از ابن عيسى از ابن محبوب از ابن سنان از حضرت صادق ٧ كه فرمود ايما عبد اقبل قبل ما يحب اللَّه عز و جل اقبل اللَّه قبل ما يحب و من اعتصم باللَّه عصمه اللَّه و من اقبل اللَّه قبله و عصمه لم يبال لو سقطت السماء على الارض او كانت نازله نزلت على اهل الارض فشملتهم بلية كان في حزب اللَّه بالتقوى من كل بلية ا ليس اللَّه عز و جل يقول ان المتقين في مقام امين- هر بندهاى كه رو كند و متوجه شود بطرف چيزى كه خدا دوست ميدارد (در صدد انجام كارهائى باشد كه خدا مىپسندد) خداوند متعال هم روى آورد بسوى چيزى كه بنده دوست دارد و كسى كه متمسك بخدا باشد خداوند او را نگاه ميدارد