ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ١١ - اخبار و روايات
٥- كافى محمد بن يحيى ... از ابى كهمش كه گفت بحضرت صادق ٧ عرضه داشتم. عبد اله ابى يعفور خدمت شما سلام ميرساند حضرت فرمود. بر تو و بر او سلام باد.
هنگامى كه عبد اله را ديدى از طرف من سلام باو برسان و بگو كه جعفر بن محمد گفت اى عبد اللَّه انظر ما بلغ به على ٧ عند رسول اللَّه ٦ ما لزمه فان عليا ٧ انما بلغ ما بلغ به عند رسول اللَّه ٦ بصدق الحديث و ادا الامانه.
بنگر بآنچه على ٧ رسيده است در نزد پيغمبر تو هم مراقب آن باش كه على ٧ آن مقام و منزلت را از نظر پيامبر بسبب راستى و اداء امانت بدست آورد.
بيان ما بلغ به علىّ. ظاهرا مفعول بلغ حذف شده يعنى نگاه كن بآنچيزى كه بسبب آن على ٧ رسيد بآن مقام و درجه عالى نزد پيامبر ٦ و جمله ما بلغ به ظاهرا لفظ به از طرف نويسندگان زياد شد و در بعضى از نسخهها نيست و بر فرض بودن (به) باء زائده است چون بلوغ در استعمالات بدون باء وارد مىشود مثلا گفته مىشود بلغت المنزل او الدّار بالمنزل و بالدار نميگويند و ممكن است باء بمعناى بلوغ الى باشد چون بلغت اليه ميگويند و البته با بيان ديگر ميتوان بودن به را توجيه نمود.
٦- كانى على از پدرش از ابن عمير از ابى اسماعيل بصرى از فضيل بن يسار كه گفت حضرت صادق ٧ فرمود. اى فضل اولين كسى كه راستگو را تصديق مينمايد خداوند متعال است كه ميداند شخص صادق است و خود شخص هم ميداند كه خود راستگو است و خود تصديق دارد (يعنى وقتى انسان بين خود و خدايش راست و صادق باشد همين براى فضيلت و آرامش كافى است گر چه مردم باور نكنند يا بكنند) ٧- كافى باسناد خود از ابن ابى عمير از منصور بن حازم از حضرت صادق ٧ كه فرمود اسماعيل از اين جهت صادق الوعد شد كه بكسى وعده داده بود در محلى كه آن كس بيايد و آن شخص فراموش كرد و اسماعيل تا يك سال بانتظار او در آن محل توقف كرد از اين جهت خداوند در قرآن با لقب صادق الوعد از اسماعيل نام برده سپس آن شخص آمد اسماعيل گفت من در اين مدت بانتظار تو توقف كردم. آيه قرآن چنين است.
وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ إِسْماعِيلَ إِنَّهُ كانَ صادِقَ الْوَعْدِ (مريم ٥٤) مفسران در باره اين اسماعيل كه در اين آيه نام برده شده اختلاف دارند كه آيا اسماعيل ذبيح فرزند ابراهيم است يا غير او مرحوم طبرسى گفته همان اسماعيل فرزند ابراهيم است چون هر وقت بچيزى وعده ميكرد حتما وفا، بوعده مينمود و خلف وعده نميكرد و البته رسول هم بود كه بقبيله جرهم مبعوث شده بود و پيامبر بلند قدر و رفيع الشانى بود و اين