ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٩٩ - اخبار
است و نيز امير مؤمنان ٧ فرمود. زمانى خواهد آمد كه در آن زمان سلطنت و حكومت فقط از راه كشتار مردم و ستم امكان دارد و بدست آوردن ثروت از طريق بخل و حبس حقوق و معاشرت و آميزش با مردم ملازم با هواپرستى و بىدينى خواهد بود. پس كسى كه آن زمان را درك كند و چنين شخصى با اينكه ميتواند كسب ثروت نمايد فقر و تهيدستى را انتخاب كند و با اينكه ميتواند بعزت و قدرت برسد ولى ذلت و گمنامى را اختيار كند و با اينكه ميتواند از طريق نفاق و گناه جلب توجه و محبت مردم را بنمايد ولى در مقابل كينه و دشمنى و خشم مردم صبر كند. خداوند باو ثواب و پاداش پنجاه نفر از صديقين را عطا فرمايد.
پيامبر اكرم ٦ فرمود. كسى كه ببلاء و گرفتارى مبتلا شود و در برابر او صبر كند چنين شخصى مانند هزار شهيد اجر و پاداش خواهد داشت و نيز فرمود جزع و بىتابى در موقع گرفتارى درد و رنج را بيشتر و كاملتر ميگرداند و نيز فرمود. هر نعمتى را كه با بهشت و نعمتهاى او مقايسه كنيم حقير و بىارزش است و هر رنج و محنتى را كه در برابر آتش دوزخ به بينيم آسان و قابل تحمل است.
٤٧- تولف گويد. سيد بن طاوس در كتاب سعد السعود از تفسير ابن عقده از عثمان بن عيسى از فضل از جابر روايت كرده كه از حضرت صادق ٧ سؤال كردم. صبر جميل چيست؟ فرمود آن صبرى است كه در آن هيچ گونه شكايتى بمردم باشد. ابراهيم خليل ٧ حضرت يعقوب را براى كارى نزديكى از راهبها و عابدها فرستاد هنگامى كه راهب او را ديد خيال كرد كه ابراهيم خليل است آمد با سرعت او را استقبال نموده و به آغوش گرفت و گفت مرحبا خوش آمدى اى ابراهيم و اى خليل خداى رحمان. يعقوب گفت من ابراهيم نيستم. يعقوب بن اسحق هستم. راهب گفت پس چه شده و چه عاملى باعث شده كه اين چنين پيرشدهاى؟ گفت گرفتارى و ناراحتى و حزن و اندوه و بيمارى. يعقوب هنوز بداخل دژ نرسيده بود كه خداوند وحى عتابآميز كه اى يعقوب از من به بندگان من شكايت كردى؟ پس يعقوب در همان آستانه در بسجده افتاد و عرض كرد خداوندا ديگر چنين كارى نخواهم كرد پس خداوند وحى فرمود كه من ترا بخشيدم پس از اين چنين نكن ديگر يعقوب در هيچ مصيبتى از مصائب دنيا لب بشكايت نگشود فقط گفت انما اشكو بثى و حزنى الى الله همانا گرفتارى و اندوه خود را با خدا در ميان ميگذارم.
٤٨- اختصاص امير مؤمنان ٧ فرمود. صبر بر دو گونه است. صبر در برابر مصيبت كه خوب و زيبا است و بهتر از اين صبر در برابر گناه است. ذكر و ياد خداوند هم در دو مورد است. در ياد خدا بودن بهنگام مصيبت و گرفتارى و مهمتر از اين در ياد خدا بودن است هنگام مواجه شدن با گناه و آنچه خدا حرام و ممنوع فرمود كه اين ياد خدا حاجز و مانع