ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٧٥ - اخبار
و ترك منهيات و محرمات و خواستههاى نفسانى است و تمام اين كارها به حسب طبيعت انسان بر او ثقيل و سنگين است پس ناچار بايد نيروى درونى و قدرت روحى ثابت و استوارى داشته باشد كه بتواند در برابر اين مشكلات و امور مشقت بار بر خود مسلط شده و آن برنامه عقلى و شرعپسند را مراعات نموده و جزع و بىتابى و انتقام و كينهتوزى را كنار گذارد و آداب و رسوم عقلائى و شرعى را انجام داده و از برخوردهاى خلاف اخلاق خوددارى بنمايد و اين همان صبر و شكيبائى است كه توصيه اكيد به آن شده است. و بديهى و روشن است كه ايمان كامل بلكه خود تصديق و اصل باور بستگى باين حالت دارد و تا اين قدرت روحى باقى است ايمان هم باقى است و اگر اين نيرو از دست برود ايمان هم تدريجا از دست خواهد رفت. و از اين جهت است كه نسبت صبر به ايمان نسبت سر است به بدن و جسد.
٣- كافى. از عدهاى از مشايخ ... از ابى بصير كه گفت شنيدم از حضرت صادق ٧ كه ميفرمود.
ان الحر حر على جميع احواله ان نابته نائبه صبر لها و ان تداكت عليه المصائب لم تكسره و ان اسر و قهر و استبدل باليسر عسرا كما كان يوسف الصديق الامين لم يضرر حريته ان استعبد و قهر و اسر. و لم يضرره و ظلمه الجب و وحشته و ما ناله ان من اللَّه عليه فجعل الجبار العاتى له عبدا بعد اذ كان مالكا فارسله و رحم به امه و كذلك الصبر يعقب خيرا فاصبروا و وطنوا انفسكم على الصبر توجروا.
شخص حر و آزادمنش در تمام حالات آزاد است اگر حادثه ناگوار برايش رخ دهد با كمال استقامت تحمل مىنمايد و اگر شدائد و مصائب سنگين از هر طرف به او حملهور شود قدرت شكستن او را ندارد گرچه اسير و مقهور گردد و زندگى آسان و با رفاه او تبديل به مشكلات و سختىها شود همچنان كه يوسف صديق پاكدامن بردگى و اسارت و مقهوريت به آزادمنشى و حريتش صدمه نزد و آن چاه تاريك و وحشتزا و آن مشكلات و شدائد زيانى باو نرسانيد تا اينكه پروردگار مهربان عنايتى فرمود و آن جبار ستمگر را كه يوسف را بعنوان بردگى مملوك خود قرار داده بود بنده و فرمانبر يوسف نمود و او را به مقام رسالت برگزيد و بوسيله او مملكت مصر را از مشكلات رهانيد. آرى صبر و استقامت چنين پايان نيكى دارد پس شما هم در برابر شدائد صبر نموده و مقاومت كنيد و خويشتن را با صبر و تحمل ورزيده و آماده نمائيد تا در نتيجه به پاداش ارزنده و پايان پسنديده برسيد.
ايضاح مفهوم حر (آزاد) مقابل عبد و برده است ولى منظور از حر در اين حديث آزادى روحى است يعنى كسى كه از اسارت و بندگى و قيد هواهاى نفسانى در اين جهان