ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٢٩٨ - اخبار
شبيه بهم و اينكه هر دو. وسيله و ابزار جدال و درگيرى هستند. جدال و درگيرى زبانى و تبليغاتى مانند جدال عملى و قتال است.
و اين وجه سوم ضعيفترين وجوه و محتملات است، همچنان كه وجه اول بهترين احتمالات است (ظاهرا وجه سوم بهترين آنها است).
٧٣- كافى. از على بن ابراهيم ... از حلبى مرفوعا از رسول خدا ٦ كه فرمود نجات مؤمن در حفظ زبان است.
بيان. يعنى نجات مؤمن از هلاكت و مشكلات دنيوى و اخروى در حفظ زبان است البته بعنوان مبالغه فرموده چون براى نجات اعضاء ديگر را (دست و پا- چشم و گوش ..) هم بايد حفظ كند و در بعضى از نسخهها من حفظ لسانه آمده است يعنى حفظ زبان از مهمترين اسباب نجات است مثل اينكه نجات منحصر در آن و سبب نجات انسان فقط حفظ زبان است.
٧٤- كافى. با اسناد از يونس. از ابى بصير كه گفت شنيدم از حضرت باقر ٧ كه فرمود حضرت ابا ذر ميگفت. هان اى محصل علم و اى دانشجو و طلبه. اين زبان كليد و راهگشاى خير و كليد شر است پس همچنان كه طلا و نقره خود را مهر كرده و حفظ ميكنى زبان را هم حفظ كن.
بيان .. در اين حديث ترغيب و تحريص است كه سخن گفتن بايد نفع اخروى و يا دنيوى هم داشته باشد كه ضرر اخروى نداشته باشد و چون زبان مفتاح و كليد شرور است پس بايد زبان را در خزانهاى قرار دهى تا آنچه موجب خسارت و هلاكت است بر زبان جارى نشود.
همچنان كه طلا و نقره را بمصلحت حفظ و بهرهورى در صندوق و خزانه قرار ميدهى و زبان سزاوارتر است چون ريشه و اسانس مصالح دنيا و آخرت زبان است و فساد زبان موجب فساد و تباهى هر دو جهان است. و در قاموس است ورق كه اين لفظ در حديث بالا آمده است بر وزن كتف و جبل يعنى سكههاى نقره كه جمع آن اوراق مىشود. و در مصباح باين تعبير آمده هو النقره المضروبة او غير مضروبه.
يعنى ورق بمعناى نقره است مسكوك باشد يا بصورت شمش. فارابى گفته ورق يعنى درهمها (سكههاى نقره). و در نهج البلاغه امير مؤمنان ٧ فرموده است سخن در اختيار و در بند تو است تا وقتى كه آن را نگفتهاى ولى پس از آنكه آن را گفتى تو در بند آن خواهى بود پس زبانت را حفظ كن همچنان كه طلا و نقره خود را حفظ ميكنى پس چه بسا كه يك كلمهاى سلب نعمت و باعث جلب نقمت و بلا ميگردد.