ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٢٩٧ - اخبار
نمائيد و داخل بهشت شويد و از حضرت باقر ٧ نقل شده كه فرمود. شما شيعيان بخدا سوگند اهل اين آيه هستيد. و در پارهاى از اخبار آمده.
كُفُّوا أَيْدِيَكُمْ يعنى در خدمت امام حسن ٧ كه هستيد از قتال خوددارى كنيد.
كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتالُ كه در خدمت حسين ٧ و در زمان او قتال مقرر شد تا زمانى نزديك يعنى تا خروج و ظهور حضرت قائم ٧ كه ظفر و پيروزى با او است.
اين روايت يا بعنوان تفسير همان ظاهر آيه است همان طور كه در اول مطلب گفته شد.
و يا بعنوان تفسير بطن و باطن آيه است كه آيه را با وضعيت شيعه در زمان تقيه تطبيق نمودهاند و اين معنا نسبت به نگهدارى زبان از جهت تقيه مناسبتر است. چون حال و وضع امير مؤمنان ٧ در اول امر و آخر كار خود شبيه است بوضع و حال پيامبر ٦ در ابتدا كار و زمان بودن حضرت در مكه و قتال نكردن با كفار از جهت نداشتن اعوان و انصار و آخر امر حضرت در مدينه كه مامور بجهاد شد چون انصار داشت. و همچنين است حال امام حسن ٧ نسبت بصلح و سكوت و حال امام حسين ٧ نسبت بجنگ و حال و وضع ائمه عليهم السّلام در تقيه و ترك جنگ ولى حضرت قائم قتال ميكند بنا بر اين آيه شريفه گر چه بحال حضرت رسول ناظر و در آن نازل شده ولى از جهت پيدايش همان علل و اسباب شامل تمام حالات ائمه عليهم السّلام مىشود و اما تفسير حضرت صادق ٧ كه بازداشتن دست را به حفظ و باز داشتن زبان چه بعنوان تفسير ظاهر و يا تفسير باطن بهر حال چند احتمال دارد.
١- اينكه منظور از بازداشتن دست از جنگ اين باشد كه از جنگ و از آنچه كه آزاد گذاشتن آن موجب باز شدن دست بجنگ مىشود خوددارى شود. و آن زبان است چون اگر زبان آزاد باشد خواهى نخواهى بالاخره بجنگ منتهى خواهد شد.
پس بنا بر اين چون حفظ نكردن زبان و مشاجرات لفظى بجنگ و درگيرى منتهى مىشود پس نهى از قتال لازمهاش حفظ و بازداشتن زبان خواهد شد و نهى و منع از قتال و جنگ در حال صلح لازمهاش مراعات تقيه خواهد بود.
وجه دوم اينكه مراد و منظور از كف دست و خوددارى از قتال همان خوددارى و حفظ زبان باشد از باب اطلاق و استعمال لفظ مسبب بر سبب چون اعمال دست و تعرض عملى يعنى قتال مسبب از عمل زبان است و يا اطلاق ملزوم بر لازم چون لازمه عمل زبان با عمل دست است.
وجه سوم اينكه مراد از دست در آيه زبان باشد چون دست و زبان در قوت و نيرومندى