ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٢٥٨ - اخبار
هنگامى كه دو گروه از شما تصميم سستى در جنگ گرفتند وَ اللَّهُ وَلِيُّهُما و خداوند ولى و ياور آن دو گروه است) فرموده است منظور اين است كه فشل و سستى بفكر آن دو گروه خطور كرد بنا بر اين لفظ هم بمعناى خطور بذهن است نه اينكه واقعا عزم و حزم و تصميم بر مسامحه و سستى گرفتند و گر نه معنا ندارد با اين وصف خدا ولى و يار و ياور آنها باشد.
سپس فرموده: اراده و عزم بر معصيت گناه و معصيت است و بعضى از دانشمندان در اين مورد افراط نموده و گفته كه عزم بر گناه كبيره گناه كبيره است. و عزم بر كفر كفر است.
تمام شد كلام مرحوم سيد. و كلام صاحب كشاف در تفسير اين آيه مطابق كلام سيد است و همچنين سخن بيضاوى و ديگران. و نيز فقهاء تصريح باين دارند كه اصرار بر گناه صغيره (كه اين اصرار خود از گناهان كبيره است) دو رقم است ١- اصرار عملى يعنى ادامه و تكرار صغيره بدون توبه ٢- اصرار حكمى يعنى عزم بر گناه صغيره هر وقت كه امكان داشته باشد كه در حكم اصرار عملى است. حاصل اينكه تصريحات مفسرين و فقهاء و اصوليون بيش از حد شماره است و وارد شدن و ادامه بحث در اين مطلب از قبيل توضيح واضحات است و هر كس كه به كتابهاى عامه و خاصه مراجعه كند روشن مىشود كه مطالبى كه ما گفتيم جاى شك و ترديد نيست و اگر اشكال شود كه اخبار زيادى از ائمه اطهار عليهم السّلام رسيده كه اشعار دارد كه عزم بر گناه گناه نيست همچنان كه در كافى از زراره از حضرت باقر يا صادق عليهما السّلام نقل كرده كه خداوند بفرزندان آدم اين لطف را فرموده كه هر كس تصميم كار نيك بگيرد گر چه بخود عمل موفق نشود يك حسنه براى او ثبت مىشود و اگر موفق بعمل شد ده حسنه نوشته مىشود و كسى كه تصميم گناه بگيرد چيزى نوشته نمىشود و اگر آن گناه را مرتكب شود يك گناه نوشته مىشود و همين طور ابى بصير از حضرت صادق ٧ نقل كرده كه فرموده مؤمن اگر تصميم بگناه گرفت تا انجام نداده چيزى نوشته نمىشود و اخبار و احاديث در كافى و غير آن باين مضمون زياد است- ولى جواب اين ايراد روشن است چون اين دلالت بر اين ندارد كه عزم بر گناه معصيت نيست و آنچه كه مضمون اين اخبارات اين است كه اگر كسى عزم گناه بگيرد مثل شراب خوردن و زنا كردن ولى آن عمل را كه تصميم گرفته بود انجام ندهد آن معصيت بر او نوشته نميشود و اين مطلب ربطى به گناه بودن عزم ندارد و اما جمله مرحوم شهيد (چنين شخصى مواخذه نميشود) يعنى چون خداوند عفو فرموده پس كيفر و عقاب نميشود.
و مثالهائى كه مرحوم شهيد آورده مثل تصور كردن اينكه اين زن اجنبيه و نامحرم است ... بعضى از علماء مثل ديگرى براى آن آوردهاند كه مثلا اگر كسى خيال كرد كه