ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٢٤٠ - اخبار
تقصير و كوتاهى بيرون مبين كه حد و حق عبادت الهى انجام نخواهد شد.
٤- محاسن در حديث عبد الرحمن بن ابى نجران است كه گفت خدمت حضرت صادق ٧ عرض كردم كسى عملى انجام ميدهد و گناهى را مرتكب مىشود در حالى كه خائف و ترسان است سپس عبادتى را بجا مىآورد و يك حالت عجب و خودپسندى از جهت آن عبادت باو دست ميدهد. حضرت فرمود اين شخص حالت اولش بهتر از اين حالت بعدى او است.
٥- محاسن. ابن سنان از علا از خالد صيقل از حضرت باقر ٧ كه فرمود.
خداوند اختيار و قدرتى به يكى از ملائكه داد آن فرشته هم با آن قدرت و اختيار خدا- دادى هفت آسمان و هفت زمين آفريد و چون مشاهده كرد كه اين همه موجودات منقاد و مطيع او هستند. بخود باليد و گفت كيست كه مثل من باشد؟ خداوند قادر و توانا مختصر آتشى بمقدار يك بند انگشت بطرف او فرستاد آن فرشته با تمامى آنچه آفريده بود با آن آتش مواجه شد همه آنها در مقابل اين آتش مغلوب شده و اين آتش از آنها گذشت و عبور كرد تا رسيد بخود آن فرشته فقط بجرم عجب و خودپسندى.
٦- تفسير امام. حضرت صادق ٧ فرمود. محمد بن على بن مسلم بن شهاب زهرى خدمت على بن حسين ٧ وارد شد در حالى كه گرفته خاطر و اندوهناك بود حضرت سجاد ٧ باو فرمود چرا چنين اندوهناكى؟ عرض كرد از افراد حسود كه به نعمت الهى بر من حسد ميبرند حزن و اندوه پى در پى مرا ميگيرد و همچنين از ناحيه كسانى كه انتظاراتى از آنها دارم و متاسفانه از طرف اشخاصى كه به آنها احسان كردهام كه بر خلاف توقع نسبت بمن حسد ميورزند. حضرت فرمود. زهرى. تو زبان خود را نگه دار تا مالك برادران خود شده و دل آنها را در اختيار خود بگيرى. عرضه داشت يا بن رسول اللَّه من با سخنان خود بآنها احسان و انعام مينمايم حضرت فرمود هيهات مراقب خود باش.
مبادا اين احسانها موجب عجب و خودپسندى تو گردد. و بر حذر باش از اينكه سخن تلخ و مطلبى كه در دلها جاى باز نميكند بر زبان بياورى گر چه عذر موجه داشته باشى و يا بعدا پوزش خواهى كنى چون همه كسانى را كه اين مطلب را از تو شنيدهاند نميتوانى قانع نمائى.
سپس فرمود. اى زهرى كسى كه داراى عقل كامل نباشد و قوا و غرائزش در تحت فرمان عقلش نباشد ممكن است از راه كوچكترين تمايلش هلاك شود (از راه چشم و يا از اثر يك جملهاى كه بر زبان آورده است.) و چه اشكالى دارد كه تو مسلمانان را همانند خاندان و بستگان خود قرار دهى كه بزرگسالها را بمنزله پدر و خردسالان را بمنزله فرزند و همسالان را بمنزله برادر خود بدانى در اين صورت بكدام يك از اينها حاضرى ظلم و ستم نمائى؟ و يا نفرين