ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٢٣٧ - اخبار
گفتهاند صحيفهها و پروندهها را وزن ميكنند و بعضى گفتهاند در داخل آن كفهها علامتهائى به نشانه حسنات و علامتهائى به نشانه سيئات آشكار مىشود كه مردم آن نشانه و علامتها را مىبينند و بعضى گفتهاند صور و شكلهاى زيبائى براى حسنات و شكل و صورتهاى زشتى براى سيئات ظهور ميكند كه اين قول از ابن عباس نقل شده. و بعضى قائل به تجسم عمل شدهاند كه اعمال در آن عالم مجسم شده و جسميت پيدا ميكند و بعضى گفتهاند امور و حقائق در هر عالمى بگونهاى مىشود مثلا در عالم خواب بعضى از حقايق بصورت و وضعيت مخصوصى است كه در عالم بيدارى بوضع ديگرى است. در آن جهان هم اعمال انسان كه اينجا بصورت عرض است بصورت و وضع ديگرى خواهد آمد (البته اين قول هم نظير تجسم اعمال است) و بعضى گفتهاند شخص مؤمن و شخص كافر وزن ميشوند كه از عبيد بن عمير نقل شده روز قيامت يك شخص عظيم الجثه و بسيار تنومندى را مىآورند ولى وقتى وزنش ميكنند بقدر بال مگسى وزن ندارد. و گفته شده كه ميزان فقط يك عدد است و اينكه بصورت جمع (موازين) آمده است باعتبار انواع اعمال و اشخاص است. و گفته شده كه ميزانها به حسب اعمال و اشخاص متعدد است. و در اخبار وارد شده كه ائمه معصومين عليهم السّلام ميزانهاى اعمالند. و امكان دارد كه منظور اين باشد كه آنان حاضر در كنار موازين و حاكم در توزين هستند. و منصرف نكردن الفاظ قرآنى از حقايق و معانى و تصرف و تاويل نكردن آنها بدون يك دليل قطعى سزاوارتر است. بالاخره بنا بر قول و اعتقاد به همان ميزان و ترازوى ظاهرى نسبت سبكى و سنگينى از جهت كفه حسنات است پس منظور از سبكى ميزان يعنى كسى كه كفه حسناتش سبك است از لحاظ اينكه كفه سيئات سنگين است.
مرحوم طبرسى در تفسير آيه فَأَمَّا مَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ تا آخر چنين گفته است. خداوند متعال در دو موضع حسنات را ذكر فرموده و اسمى از وزن سيئات نبرده. چون معناى وزن يعنى ارزش و اهميت و نظر باينكه گناه كمترين ارج و ارزشى ندارد ديگر وزن و ارزيابى مورد ندارد. حسنات و كارهاى نيك و اطاعت است كه وزن و ارزشى دارد و لذا بايد ارزيابى شود. بنا بر اين معناى آيه تقريبا چنين مىشود. كسى كه از جهت كثرت حسنات و زيادى اعمال نيك داراى ارزش عظيمى است نزد پروردگار ... و كسى كه از جهت كمى حسنات و اندك بودن اعمال نيكش در نزد خدا كم ارزش و كم ارج باشد.
و اما آنچه در بعضى از اخبار آمده كه نسبت خفت و كم وزنى بعمل شر و گناه داده شده است ممكن است از اين جهت باشد كه اعمال شر و گناه چون باعث سبكى كفه حسنات مىشود مجازا نسبت خفت و سبكى بشر داده شده و يا از جهت اينكه گناه باعث و علت سبكى و كم ارزشى و پستى صاحبش مىشود و البته بعيد نيست كه قائل شد باينكه ميزان در