ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٢٣٦ - اخبار
و يارى. النظره بر وزن فرحه تاخير در كار. النظره يعنى هيئت و شكل.
٣٩- كافى. از محمد بن يحيى ... از محمد بن مسلم گفت شنيدم از حضرت باقر ٧ خداوند متعال اعمال خير را بر مردم دنيا ثقيل و سنگين نموده همچنان كه همين اعمال خير موجب سنگينى ميزان است در قيامت. و اعمال شر و زشت را سبك و آسان نموده است همچنان كه اينها در ميزان اعمال قيامت سبك هستند.
بيان. ثقل الخير على اهل الدنيا. يعنى بر همه مكلفين ثقيل مىآيد يعنى اين تكاليف الهى چون مخالف با مشهيات نفسانى و بر خلاف طبع انسانها است ناگوار و ثقيل است. گرچه مقربين و اولياء حق از اثر عقل قوى و بينش كامل و كثرت علم و فهم و در اثر تمرين زياد بر هواهاى نفسانى خود غالب و پيروزند و اين تكاليف و اعمال بر آنها سبك است بلكه از اين اعمال لذت ميبرند. و ممكن است مقصود از اهل دنيا كسانى باشد كه رغبت و محبت بدنيا دارند و در عين حال ميخواهند آخرت را هم بدست آورند چنين افرادى با زجر و دشوارى و ناراحتى شهوات نفسانى را ترك مينمايند كه حسنات بر اينها ثقيل و شرور و بديها آسان است.
و سنگينى و سبكى در ميزان اعمال اشاره باين آيه است كه ميفرمايد.
فَأَمَّا مَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ فَهُوَ فِي عِيشَةٍ راضِيَةٍ وَ أَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوازِينُهُ فَأُمُّهُ هاوِيَةٌ سوره قارعه ٦ هر كس كه ميزان اعمالش سنگين باشد او در يك زندگى خوش و خرسندى است ولى كسى كه ميزان اعمالش سبك باشد پس بازگشت و جايگاهش دوزخ است. بدان كه در حقانيت اصل ميزان و سنجش اعمال هيچ گونه اختلافى بين مسلمين نيست و قرآن هم با صراحت در موارد زيادى اين حقيقت را گوشزد نموده ولى متكلمين از خاصه و عامه در مفهوم و حقيقت و كيفيت آن اختلاف دارند. عدهاى از آنان اين الفاظ را حمل بر معناى مجازى آن نمودهاند يعنى منظور از ميزان تعديل ميان عمل و پاداش است و هر پاداش و كيفرى را در محل مناسب اعمال و هر حقى بذى حقش واصل شود (همان طورى كه كار ميزان تعديل است) كه مرحوم شيخ مفيد و گروهى از عامه و اكثر علماء شيعه اين عقيده را دارند. و عدهاى ديگرى اين لفظ را حمل بر حقيقت و ظاهرش نمودهاند و گفتهاند كه خداوند متعال در روز قيامت يك ترازو كه داراى دو كفه و يك زبان است نصب مىكند و اعمال بندگان و حسنات و سيئاتشان با آن وزن ميگردد. و راجع به چگونگى و كيفيت آن اختلاف نظر دارند از جهت اينكه عمل يك امر عرضى و غير قابل وزن است و چيزى نيست كه خود مستقلا و في حد نفسه وجود خارجى و مادى داشته باشد تا بردارند و در كفه ترازو بگذارند و وزن كنند و لذا بعضى