ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ١٨٣ - اخبار اين باب
|
و لا بد بعد الموت من ان تعده |
ليوم ينادى المرء فيه فيقبل |
|
و چارهاى نيست از اينكه آن همراه را بايد پيش از مردن آماده نمائى براى آن روزى كه انسان نداء مىشود و دستور احضار داده مىشود انسان هم پذيرفت و رو بسوى محشر ميرود.
|
فان كنت مشغولا بشيء فلا تكن |
بغير الذى يرضى به اللَّه تشغل |
|
و اگر بچيزى مشغول هستى پس مبادا+ بغير آنچه خدا مىپسندد مشغول شوى.
|
فلن يصحب الانسان من بعد موته |
و من قبله الا الذى كان يعمل |
|
كه انسان هرگز مصاحب و همنشين نخواهد شد چه پيش از مرگ+ و چه پس از مرگ بجز با آن اعمالى كه انجام ميداده است.
|
الا انما الانسان ضيف لاهله |
يقيم قليلا بينهم ثم يرحل |
|
همانا انسان مهمانى است در ميان خانوادهاش+ كه اندكى ميان آنان توقف كرده و سپس كوچ ميكند.
٢- امالى صدوق ابن ناتانه ... از عبد اللَّه بن فضل از حضرت صادق از پدران بزرگوار خود عليهم السّلام از رسول خدا ٦ كه فرمود خوشا بحال كسى كه عمر طولانى با اعمال نيك داشته باشد كه در نتيجه بازگشتش نيكو خواهد بود چون خداوند متعال از او راضى و خشنود است و واى بحال كسى كه عمر طولانى با اعمال زشت داشته باشد كه بازگشتش بسيار بد خواهد بود چون خداوند متعال بر او خشم دارد.
مؤلف اخبارى در اين موضوع در بابهاى مواعظ و اندرز خواهد آمد.
٣- امالى صدوق. ابن متوكل ... از ابن الى عمير از كسى كه از حضرت صادق ٧ شنيده است كه فرموده است.
|
اعمل على مهل فانك ميت |
و اختر لنفسك ايها الانسان |
|
|
فكان ما قد كان لم يك اذ مضى |
و كان ما هو كائن قد كان |
|
اكنون كه فرصت دارى عمل كن كه قطعا خواهى مرد- و اى انسان بنفع و سود خود انتخاب كن (كه فرصت زود از دست ميرود) آنچه كه گذشته و واقع شده پس از گذشتن مانند اين است كه اصلا وجود نداشته است و آنچه كه آينده است مثل اين است كه الان واقع شده است.
٤- امالى صدوق. از پدرش از سعد ... از ابن قيس از حضرت باقر ٧ كه فرمود امير مؤمنان ٧ در آن موقعى كه در كوفه تشريف داشتند هنگامى كه نماز عشا را بجا مىآوردند سه بار مردم را صدا ميزد بطورى كه اهل مسجد بشنوند و ميفرمود اى مردم