ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ١٣٠ - اخبار اين باب
شاميان غالب شدند و عبد اللَّه بن حنظله با ٧٠٠ نفر از مهاجران و انصار شهيد شدند و مسلم داخل مدينه شد و طبق فرمان يزيد لشكر شام سه روز بر جان و مال و ناموس مسلمانان مدينه مسلط شدند و هر چه خواستند از جنايات و فجائع انجام دادند. سپس مسلم با آن بدرك واصل شد پس از هلاكت مسلم فرماندهى لشكر را حصين بن نمير بدست گرفت و حركت كرد تا بمكه رسيد. عبد اللَّه زبير كه از جريان مطلع شد رفت داخل مسجد الحرام و در آن حرم امن الهى متحصن شد با لشكريان خود و حصين بن نمير منجنيق بر سر كوه ابو قبيس نصب نموده و سنگ و آتش بمسجد و بر اين زبير ميريخت چند روزى نگذشت كه خبر هلاكت يزيد به حسين لعنة اللَّه عليهما رسيد حصين هم كسى را فرستاد نزد ابن زبير و درخواست صلح و توديع نمود عبد اللَّه زبير هم پاسخ مثبت داد و درهاى مسجد را باز كرد و هر دو لشكر داخل هم شدند و مشغول طواف گرديدند. در يكى از شبها كه حصين مشغول طواف بود ابن زبير را ملاقات كرد و دست او را گرفته و خصوصى و سرى بعبد اللَّه زبير پيشنهاد كرد كه آيا ميل دارى با هم برويم شام و من مردم را دعوت به بيعت تو بنمايم كه وضع شام هرج و مرج است و من هم كسى را شايستهتر از تو براى خلافت نمىبينم و قطعا بدان كه من با تو مخالفت نخواهم كرد. ابن زبير دست خود را از دست حصين بيرون كشيد و با صداى بلند گفت خير نخواهد شد تا اينكه در مقابل هر يك نفر از مردم حجاز ده نفر از اهل شام را بكشم. حصين گفت. خيلى اشتباه كرده و دروغ گفته كسى كه تو را از سياستمداران عرب خوانده. من با تو سرى و خصوصى صحبت ميكنم و تو فرياد ميزنى من تو را بخلافت و حكومت دعوت ميكنم و تو مرا بجنگ و خونريزى ميخوانى. سپس ابن زبير را رها كرده و خود همراهانش بطرف شام حركت كردند. و مورّخين گفته عراق و مصر و قسمتى از شام با ابن زبير بيعت نمودند تا اينكه پس از جنگهائى با مروان حكم بيعت كردند. و عراق تا سال ٧١ با ابن زبير بود كه در آن سال عبد الملك بن مروان بر عراق مسلط شد و برادر عبد اللَّه مصعب بن زبير را كشت و ساختمان دار الاماره را در كوفه ويران كرد. و چون مصعب كشته شد طرفدارانش شكست خوردند و متفرق شدند. عبد الملك آنان را خواست و پيشنهاد بيعت كرد آنان هم با او بيعت كردند عبد الملك هم وارد كوفه شد عراق و شام و مصر همگى تسليم شدند سپس در سال ٧٣ حجاج بن يوسف ثقفى را براى سركوبى ابن زبير بمكه اعزام نمود حجاج حركت كرد و وارد مكه شد ابن زبير را در محاصره قرار داد و خانه كعبه را با منجنيق مورد حمله و انداختن سنگ نمود و بالاخره بر اين زبير پيروز گشت و سر از بدنش جدا نموده و از پاها سرنگون او را بدار آويخت پس از مدتى پائين آورده و در گورستان يهود دفنش كردند و مدت خلافتش در حجاز و عراق ٩ سال و ٢٢ روز بود و در سن ٧٣ يا ٧٢ سالگى در