ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ١٠٨ - آيات
أَمَرَهُمْ أَبُوهُمْ ما كانَ يُغْنِي عَنْهُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا حاجَةً فِي نَفْسِ يَعْقُوبَ قَضاها وَ إِنَّهُ لَذُو عِلْمٍ لِما عَلَّمْناهُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ.
يعقوب بفرزندان خود گفت همه با هم از يك در داخل مصر نشويد و از درهاى متفرق وارد شويد و من البته با اين دستور نميتوانم چيزى كه از طرف خدا مقرر شده دفع نمايم حكم و فرمان تنها از آن خدا است بر او توكل كردهام و همه متوكلان بايد بر او توكل كنند. و هنگامى كه مطابق دستور پدر وارد شدند اين عمل هيچ حادثه حتمى را كه از طرف خدا بوده از آنها نمىتوانست دور سازد فقط حاجتى در دل يعقوب بود (تسكين خاطر) كه از اين راه انجام يافت. و از اثر تعليمى كه باو دادهايم آگاهى خوبى دارد ولى اكثر مردم نميدانند.
يوسف ٨٣ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَنِي بِهِمْ جَمِيعاً إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ. اميدوار بخدا هستم كه همه فرزندان مرا بمن برساند كه او دانا و مصلحتبين است.
يوسف ٨٦ قالَ أَ لَمْ أَقُلْ لَكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ آيا من بشما نگفتم كه از طرف خدا چيزهائى را ميدانم كه شما نميدانيد؟.
رعد ١٤ تا ١٦ لَهُ دَعْوَةُ الْحَقِّ وَ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لا يَسْتَجِيبُونَ لَهُمْ بِشَيْءٍ إِلَّا كَباسِطِ كَفَّيْهِ إِلَى الْماءِ لِيَبْلُغَ فاهُ وَ ما هُوَ بِبالِغِهِ وَ ما دُعاءُ الْكافِرِينَ إِلَّا فِي ضَلالٍ- الى قوله تعالى قُلْ أَ فَاتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ لا يَمْلِكُونَ لِأَنْفُسِهِمْ نَفْعاً وَ لا ضَرًّا دعوت و خواندن بحق و بجا براى خدا است (كه اين دعا و خواندن را مىشنود و اجابت ميكند) ولى آنهائى كه مشركان ميخوانند و متوجه آنها ميشوند پاسخ دعاى مشركان را نميتوانند بدهند. اين مشركان مانند كسى هستند كه دستش را بطرف آب ميبرد تا بنوشد و بدهانش برساند و اين آب هرگز بدهانش نميرسد و اين دعا و خواندن كفار بتهاى خود را جز ضلالت و گمراهى بيش نيست. تا آنجا كه فرموده. بگو باينها آيا شما غير از خدا اولياء و دوستان و سرپرستانى را انتخاب نمودهايد كه مالك هيچ سود و زيانى حتى براى خود نيستند. (پس چگونه ميتوانند سودى را بشما جلب و يا زيانى را برطرف سازند) رعد ٣٠ قُلْ هُوَ رَبِّي لا إِلهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ إِلَيْهِ مَتابِ او است خداى من كه جز او خدائى نيست فقط بر او توكل نموده و بسوى او توبه و بازگشت است.
ابراهيم ١١- ١٢ وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ. وَ ما لَنا أَلَّا نَتَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ وَ قَدْ هَدانا سُبُلَنا وَ لَنَصْبِرَنَّ عَلى ما آذَيْتُمُونا وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ مؤمنان بايد فقط بر خدا توكل نمايند. و ما چرا توكل بر خدا نداشته باشيم با اينكه او ما را براههاى سعادت هدايت فرموده و ما مسلما در برابر آزارهاى شما صبر خواهيم كرد و توكّلكنندگان بايد فقط بر خدا توكل نمايند.