بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤٨١
انديشهاى در بند قيام كند مورد ستيز عوامل مخرّب قرار مىگيرد.
حكايت ١٤٨/ صفحه ٢٤٩
|
راست مىفرمود آن بحر كرم |
بر شما من از شما مشفقترم |
|
حكايت تبسّم پيغمبر اسلام بر جمع اسيران گريان. جهانى بودن رسالت پيغمبر اسلام.
حكايت ١٤٩/ صفحه ٢٥٣
|
سايههايى كه بود جوياى نور |
نيست گردد چون كند نورش ظهور |
|
حكايت آمدن پشه به بارگاه حضرت سليمان براى شكايت از دست باد. تقابل و تقسيمات چهارگانه آن.
حكايت ١٥٠/ صفحه ٢٥٦
|
پس يقين در عقل هر داننده هست |
اينكه با جنبنده جنباننده هست |
|
حكايت جوانى كه عاشق زنى شده بود و پس از هشت سال شبى عاشق معشوقهاش را در باغى خلوت ديد.
آيا پديدههاى جزئى و كلى جهان پديدآورندهاى دارند؟
حكايت ١٥١/ صفحه ٢٦١
|
در حقيقت هر عدو داروى توست |
كيميا و نافع و دلجوى توست |
|
حكايت گويندهاى كه هميشه بالاى منبر دزدان را دعا مىكرد. مغالطه و سخنى در خصوص آن.
ايت ١٥٢/ صفحه ٢٦٥
|
گفتش اى جان صعبتر خشم خدا |
كه از آن دوزخ همىلرزد چو ما |
|
حكايت سؤال كردن شخصى از حضرت عيسى كه در دنيا عيسى كه در دنيا چهچيز از همه سختتر است؟ خشم و سخنى در خصوص آن
حكايت ١٥٣/ صفحه ٢٧١
|
چون زن صوفى تو خائن بودهاى |
دام مكر اندر دغا بگشودهاى |
|
حكايت خيانت زن صوفى و پى بردن صوفى به آن خيانت. خيانت و سخنى در خصوص آن.