بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤٨٠
حكايت ١٤١/ صفحه ٢١٣
|
كرد ويران تا كند معمورتر |
حكايت بىتابى همسر بلال به هنگام مرگ بلال. آيا حيات ستيز با زندگى است؟
حكايت ١٤٢/ صفحه ٢١٨
|
او گناهى كرد و ما ديديم ليك |
رحمت ما را نمىدانست نيك |
|
حكايت صدر جهان پادشاه بخارا و گناه نديم او. توبه و سخنى در خصوص آن.
حكايت ١٤٣/ صفحه ٢٢٨
|
هركجا كه يوسفى باشد چو ماه |
جنّت است، ارچه كه باشد قعر چاه |
|
حكايت پيغام دادن معشوق به عاشق كه كدام شهر براى تو خوشتر است. تلازم روح و تن از ضروريات استمرار حيات است.
حكايت ١٤٤/ صفحه ٢٣٢
|
آن زرى كه دل از او گردد غنى |
غالب آيد بر قمر در روشنى |
|
حكايت مسجدى در شهر رى كه كسى را جرأت خوابيدن در آن نبود. جوينده يابنده است.
حكايت ١٤٥/ صفحه ٢٣٧
|
دشمنى دارى چنين در سرّ خويش |
مانع عقل است و خصم جان و كيش |
|
حكايت فرمانده لشكر بودن شيطان و ديدن وى لشكر ملائكه را.
تأكيدات قرآن در خصوص پرهيز از وسوسههاى شيطان
حكايت ١٤٦/ صفحه ٢٤٢
|
عاشقم من، كشته قربان لا |
حكايت نگهبانى كودكى در كشتزارى. هدف، اعتقاد به هدف، حركت بسوى هدف، پذيرش ناملايمات در رسيدن به هدف، وصول به هدف
حكايت ١٤٧/ صفحه ٢٤٥
|
آب خضر از جوى نطق اوليا |
ميخوريم اى تشنه غافل بيا |
|
حكايت كره اسبى كه با مادرش بر سر آبشخوارى مشغول خوردن آب بود. هرگاه آزادهاى براى رهايى