بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣٤٣ - استنتاج
قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و اله:
«انّ لكلّ ملك حمى و انّ حمى اللّه محارمة فمن وقع حول الحمى يوشك ان يقع فيه».
«هر ملكى قرقگاهى دارد، قرقگاه خدا محرّمات الهى هستند، هركس در اطراف قرقگاه برود، بيم آن مىرود كه وارد قرقگاه شود.»[١]
خدا نكند كه كافر هم گرفتار بيمارى كمعقلى و حماقت گردد، كه در اين صورت بركت از زمين و آسمان برداشته مىشود.
|
گرّ كم عقلى مبادا گبر را |
شوم او، بىآب دارد ابر را |
|
|
نم نبارد ابر از شومىّ او |
شهر شد ويرانه از بومىّ او |
|
بر اثر احمقى قوم نوح ٧ بود كه طوفان رسواگر نوح جهانى را به ويرانى كشيد.
|
از گرّ آن احمقان توفان نوح |
كرد ويران عالمى را در فضوح |
|
پيغمبر بزرگوار اسلام فرمودند: هركس احمق است او دشمن من است و احمق، راهزن اعتقادات و ارزشهاى انسانى مردم است. بالعكس انسان عاقل به منزله جان ما است و رايحه او همچون ريحان ماست.
|
گفت پيغمبر كه احمق هركه هست |
او عدو ماست، غول رهزن است |
|
|
هركه او عاقل بود او جان ماست |
روح او ريح او، ريحان ماست |
|
«الأحمق عدوّي و العاقل صديقي»؛ «احمق دشمن من است و عاقل دوست من.»[٢]
اگر عاقل به من دشنام دهد راضى هستم؛ زيرا عاقل از فيض بخشى من مستفيض شده است.
|
عقل، دشنامم دهد، من راضىام |
ز آنكه فيضى دارد از فيّاضىام |
|
[١] - تفسير صافى، ذيل آيه ١٨٧ سوره بقره.
[٢] - شرح كبير انقروى، ج ١١، ص ٧٥٣