بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣٣١ - استنتاج
فهميده مىشود كه عدم قبول نذر قابيل سبب شعلهور شدن آتش حسادت او شده است.
از جمله ... إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ؛ «خدا تنها از پرهيزكاران مىپذيرد!» فهميده مىشود كه قابيل انسان متقى و پرهيزكار نبوده است.
٤- چرا نذر قابيل پذيرفته نشد؟
از جمله ... إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ؛ «خدا تنها از پرهيزكاران مىپذيرد!» فهميده مىشود كه قابيل انسان متقى و پرهيزكار نبوده است.
٥- عكسالعمل هابيل در مقابل تهديد به قتل برادرش قابيل، كه گفت:
... لَأَقْتُلَنَّكَ؛ «همانا تو را خواهم كشت» چيزى جز اين نبود كه گفت:
لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَيَّ يَدَكَ لِتَقْتُلَنِي ما أَنَا بِباسِطٍ يَدِيَ إِلَيْكَ لِأَقْتُلَكَ إِنِّي أَخافُ اللَّهَ رَبَّ الْعالَمِينَ
«اگر تو براى كشتن من دست دراز كنى من دست به قتل تو نمىگشايم، چون از پروردگار جهانيان مىترسم.»
٦- از ميان پرندگان، عادت زاغ اين است كه قدرى از چيزى را كه براى خود صيد كرده، در زمين دفن مىكند.
٧- از جمله ... يا وَيْلَتى أَ عَجَزْتُ أَنْ أَكُونَ مِثْلَ هذَا الْغُرابِ فَأُوارِيَ سَوْأَةَ أَخِي ...؛ «واى بر من آيا من نمىتوانم مثل اين زاغ باشم و جسد برادر خود را دفن كنم.» فهميده مىشود كه انسانهاى اوليه از انجام ابتدايىترين و سادهترين كارها عاجز بودند لذا وقتى قابيل روش دفن كردن را از زاغ مىآموزد به عجز دانش خود اقرار مىكند كه واى بر من ... يا وَيْلَتى ...* چرا من تاكنون به اين فكر نيفتادم كه مىبايست جنازه را دفن كرد؟!
*** نتيجهاى كه مولانا از بيان اين حكايت قرآنى مىگيرد، بسيار قابلتوجه است و