بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣٣٢ - استنتاج
آن اينكه مىگويد:
اى سالك طريقت و اى طالب حقيقت، روح آدمى اگر به دنبال زاغصفتان جامعه حركت كند و در پى انطباق اعمال خود با اعمال زشت آنان باشد سر از گورستان بدر خواهد آورد.
|
جان كه او دنباله زاغان پرد |
زاغ او را سوى گورستان برد |
|
هان اى سالك بيداردل، مبادا دنبال زاغ نفس امارهات بروى و او را بهعنوان هادى و رهبر خود برگزينى؛ زيرا او به جاى اينكه تو را به گلستان ببرد، سوى گورستان خواهد برد. نفس اماره همواره انسان را به سوى مردار دنيا دعوت مىكند و از فيض زيبايىهاى معنوى و عطر جانبخش گلزار عرفان محروم مىنمايد.
|
هين مدو اندر پى نفس چو زاغ |
كو به گورستان برد، نه سوى باغ |
|
اگر قرار است دنبالرو باشى به دنبال عنقاى دل باش؛ يعنى دنبال كسانى برو كه اهل يقيناند و در آسمان عبوديت بلندپروازند و بر قاف قرب الهى پراز مىكنند و همواره بر گرد مسجد الأقصاى رضاى خدا معتكفاند.
|
گر روى، رو در پى عنقاى دل |
سوى قاف و مسجد اقصاى دل |
|
***