بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٩٠ - استنتاج
آخرت سفر خواهد كرد.
|
مسجد است آن دل كه چشمش ساجد است |
يار بد خرّوب هرجا مسجد است |
|
|
يار بد چون رست در تو مهر او |
هين ازو بگريز و كم كن گفتوگو |
|
|
بركن از بيخش كه گر سر برزند |
مر تو را و مسجدت را بركند |
|
|
عاشقا خرّوب تو آمد كژى |
همچو طفلان سوى كژ چون مىخزى |
|
|
خويش مجرم دان و مجرم گو مترس |
تا ندزدد از تو آن استاد درس |
|
|
چون بگويى: جاهلم، تعليم ده |
اينچنين انصاف از ناموس به |
|
|
از پدر آموز اى روشنجبين |
ربّنا گفت و ظلمنا پيش ازين |
|
استنتاج
حيات مادى دنيا بر چه اصلى استوار است؟
اصل بقا و جاودانگى؟ اصل فنا و ناپايدارى؟
پاسخ اين پرسش از ديدگاههاى مختلفى قابل بررسى و تحقيق است، ولى ديدگاهى كه بتواند با حكايت استنتاج ما قابل انطباق باشد، ديدگاهى است كه حيات مادى دنيا را بر اصل فنا و ناپيدارى ترسيم نموده است. اين اصل را نه تنها تاريخ زندگى گذشتگان، بلكه محسوسات و ملموسات زندگى روزمره ما نيز تجربه مىكند، مگرنه اين است كه مرگوميرهاى بعد از حيات، غيبتهاى بعد از ظهور، خرابىهاى بعد از آبادانى و ... گوياى اين حقيقت است كه:
كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ* وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ[١]
«تمام كسانى كه روى آن- زمين- هستند فانى مىشوند، و تنها ذات ذوالجلال و گرامى پروردگارت باقى مىماند.»
... كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ ...؛[٢] «همهچيز جز ذات پاك او فانى مىشود.»
[١] - الرحمان: ٢٦ و ٢٧
[٢] - قصص: ٨٨