بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٨٨ - استنتاج
بِذاتِ الصُّدُورِ[١]
«و اينها براى اين است كه خداوند آنچه در سينه شما پنهان است، امتحان كند و آنچه در دلهاى شما مىباشد، خالص گرداند و خداوند از آنچه در درون سينهها است باخبر است.»
*** مولانا در اين حكايت سخن از پيشنهاد كوتهنظرانه مردى به ميان مىآورد كه در حكايت خوانديد، سپس به دنبال پاسخ به اين پيشنهاد مىگويد:
وقتى حضرت آدم ٧ آن خطا را انجام داد، آيا هيچ شد كه به خدا بگويد: خدايا! من اين خطا را انجام دادم تا تو را امتحان كنم؟ ببينم حلم و كرمت در مقابله با لغزش من چقدر است؟! چنين انديشهاى تأسفبار است! و كسى را جرأت اين كار نيست.
|
هيچ آدم گفت حق را كه تو را |
امتحان كردم درين جرم و خطا |
|
|
تا ببينم غايت حلمت شها |
آه، كه را باشد مجال اين؟ كه را؟ |
|
اى سالك طريقت و اى طالب حقيقت، بدان كه فكر امتحان كردن خدا، اوّلين مرحله بدبختى و هلاكت تو است.
|
وسوسه اين امتحان چون آمدت |
بخت بد دان كامد و گردن زدت |
|
پس با عارض شدن چنين فكرى در تو، هرچه سريعتر به خدا بازگرد و به درگاه او سجده كن و از او پوزش بخواه و با اشك و ناله بگو خداوندا! مرا از اين گمان بد نجات ده.
|
چون چنين وسواس ديدى، زود زود |
با خدا گرد و درآ اندر سجود |
|
|
سجدهگه را تر كن از اشك روان |
كاى خدا تو وارهانم زين گمان |
|
[١] - آل عمران: ١٥٤