بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٩١ - استنتاج
آيا معانى «فنا» و «هلاكت» در دو آيه فوق چيزى غيراز درهم پاشيدن نظام معتدل زندگى مادى موجودات و مخلوقات جهان است؟!
قرآن براى اثبات اصل فناپذيرى و ناپايدارى زندگى دنيا، تعبيرات و تشبيهات بسيار زيبا و گويايى دارد توجه كنيد:
١- دنيا محل زراعت است:
... مَنْ كانَ يُرِيدُ حَرْثَ الدُّنْيا نُؤْتِهِ مِنْها ...[١]
«كسى كه كشت دنيا را مىطلبد از آن به او مىدهيم.»
٢- دنيا، متاع است
... ذلِكَ مَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا ...؛[٢] «اينها سرمايه زندگى پست- مادى- هستند.»
٣- دنيا شكوفه است
... زَهْرَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا ...[٣] «شكوفههاى زندگى دنيا»
٤- ٥- ٦- ٧- ٨- دنيا بازى، سرگرمى، تجملپرستى، تفاخر و فزونطلبى است.
اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زِينَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَ تَكاثُرٌ فِي الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ ...[٤]
«بدانيد زندگى دنيا تنها بازى و سرگرمى، و تجملپرستى و تفاخر در ميان شما و افزونطلبى در اموال و فرزندان است.»
موارد هشتگانه فوق، كه قرآن در وصف دنيا و زندگى دنيايى بيان نموده است، هركدام به نوعى بيانگر معنا و مفهوم طبيعت ناپايدار و فناپذيرى دنيا است.
*** با توجه به مطالب فوق و انطباق آن با قسمت آخر اين حكايت در مورد گفتگوى حضرت سليمان و گياه خرّوب، مولانا چنين نتيجه مىگيرد:
[١] - شورى: ٢٠
[٢] - آل عمران: ١٤
[٣] - طه: ١٣١
[٤] - حديد: ٢٠