بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٩ - استنتاج
توضيح داده شود.
در معناى وسوسه فرمودهاند: صداى خفى و آهسته و «وسواس الحلى» يعنى صداى آهستهاى كه از به هم خوردن زينتآلات به گوش مىرسد.
و سپس به حديث نفس، (به نحوى كه گويى صدايى آهسته است كه به گوش مىرسد) اگر در امور خير باشد «الهام» و اگر در امور شر باشد «وسواس» مىگويند.[١]
و اينكه قرآن يكى از نامهاى شيطان را «وسواس» مىداند بدانجهت است كه شيطان در دلهاى انسان وسوسه مىكند.
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ* مَلِكِ النَّاسِ* إِلهِ النَّاسِ* مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ* الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ* مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ
«بگو پناه مىبرم به پروردگار مردم. به مالك مردم. به معبود مردم، از شرّ وسواس خنّاس، كه در سينههاى انسانها وسوسه مىكند، خواه از جن باشد يا از انسان.»
آرى، اول كسى كه از مردان مورد وسوسه شيطان قرار گرفت، حضرت آدم و از زنان همسرش حوّا بود.
فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّيْطانُ لِيُبْدِيَ لَهُما ما وُورِيَ عَنْهُما مِنْ سَوْآتِهِما ...[٢]
«سپس شيطان آنها (آدم و حوا) را وسوسه كرد تا آنچه را از اندامشان پنهان بود، آشكار سازد.»
با توجه بهمعناى وسوسه، به اين نتيجه مىرسيم كه «وسوسه» نوعى ناهنجارى روانى است كه در صورت به كنترل درنيامدن آن، بيمارى فرد وسواس به مرور سر از نوعى ناراحتى روانى درخواهد آورد؛ لذا قرآن به جهت اهميت اين قضيه و عواقب تأسفبار آن، دستور داده است كه از شرّ وسوسههاى شيطان به خدا پناه ببريد و سعى كنيد با قرار گرفتن در حصن حصين پروردگار، خود را از آفات اين بلاى خانمانسوز در امان نگهداريد.
[١] - مجمع البحرين، راغب، كشاف
[٢] - اعراف: ٢٠