ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٦٩ - *(امير المؤمنين
بار خدايا بوى بهشت را بر من حرام نگردان و مرا از كسانى قرار ده كه بوى آن و نسيم آن و عطر آن را (با شامّه خود) حسّ ميكنند. راوى گويد: سپس روى خود را شسته و اين جملات را ميگفت: «اللّهمّ بيّض وجهي يوم تسودّ فيه الوجوه و لا تسوّد وجهي يوم تبيضّ فيه الوجوه» يعنى: خداوندا روزى كه رويها (از بدكرداران) در آن روز سياه مىشود روى مرا سفيد گردان و روزى كه رويها (مؤمنين و صالحين) در آن روز سفيد ميگردد روى مرا سياه مگردان. سپس دست راست خود را شسته و اين دعا را ميخواند «اللّهمّ اعطني كتابي بيميني، و الخلد في الجنان بيساري، و حاسبني حسابا يسيرا» يعنى خداوندا نامه عملى مرا بدست راست من ده، و برگه اقامت ابدى در بهشت را بدست چپم، و مرا با حسابى آسان مورد حساب كشى قرار ده. سپس دست چپ خود را شسته و اين دعا را ميخواند: «اللّهمّ لا تعطني كتابي بيساري و لا تجعلها مغلولة إلى عنقي، و أعوذ بك [ربّي] من مقطّعات النّيران» يعنى: بار خدايا نامه عمل مرا بدست چپم مده و آن را زنجير بر گردنم مساز و بتو پناه مىآورم [اى پروردگار من] از آن پيراهنها كه از آتش ساخته شده است. سپس سر خود را مسح نموده و ميگفت:
«اللهمّ غشني برحمتك و بركاتك و عفوك». يعنى بار خدايا (جامه) رحمتت و بركات و بخشايشت را بر من بپوشان و مرا با آنها فرا گير. سپس دو پاى خود را مسح نموده و اين دعا را ميخواند: «اللّهمّ ثبّتني على الصّراط يوم تزلّ فيه الأقدام، و اجعل سعيي فيما يرضيك عنّي [يا ذا الجلال و الإكرام]». يعنى خداوندا قدمهاى مرا بر صراط ثابت و استوار دار در آن روز كه قدمها در آن ميلغزد، و سعى و كوشش مرا در آن