ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٨٨ - غسل ميت احكام اموات
مانده و بهم نميزند و آب از چشم چپش روان شده و بر پيشانيش عرق نشسته و لبهايش كشيده و در هم فشرده و سوراخهاى بينى او از هم باز شده، پس هر كدام از اين علامتها ترا كافى است كه او را رو به قبله كرده و مقدمات مربوط به ميّت را مهيّا كنى. (يعنى بعنوان نشانه رسيدن مرگ مقدّمات مراسم مربوطه را بجاى آرى).
٣٦٣- امام باقر ٧ فرمود: همانا بهنگام فرا رسيدن مرگ نشانه مؤمن آنست كه صورتش از رنگى كه داشته سفيدتر مىشود سفيدتر از رنگ ساير قسمتهاى بدنش و عرق بر پيشانيش مينشيند و آب از چشمانش روان شده و بصورت اشك روان گردد، اينها علامت بيرون رفتن روح از بدن اوست. و همانا كافر روحش را از كنار دهانش بيرون كشند چون كف كه بر اطراف دهان شتر درآيد همچنان كه جان درازگوشى از تنش خارج مىشود.
٣٦٤- و روايت شده كه: آخرين مزهاى كه انسان وقت وفاتش در مييابد و احساس ميكند طعم و مزه انگور است.
٣٦٥- از رسول خدا ٦ پرسيده شد: ملك الموت چگونه جان مؤمن را ميستاند، آن حضرت فرمود: همانا ملك الموت بهنگام مرگ نزد مؤمن ميايستد همچون ايستادن بنده ذليل و بيمقدار در مقابل آقا و سرور خودش، و او و يارانش از آن مؤمن دور ميايستند و باو نزديك نميشوند، تا اوّل با سلام باو شروع مىكند و او را به