ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٣١ - *(غسل حيض و نفاس) *
خون دمل و اگر از باطن رحم بود خون حيض است».
و اگر شوهرى پرده بكارت زنش را زائل كند و خون زن بند نيايد و نداند كه آن خون حيض است يا بكارت؟ پس بر آن زن است كه پنبهاى در فرج خود داخل كند پس از چند لحظه اگر پنبه بصورت حلقهاى شكل خونى شده و بيرون آمد آن خون از بكارت است، و اگر پنبه آغشته بخون از فرج خارج شود، خون حيض است. و خون بكارت از لبههاى بيرونى فرج جلوتر نميرود ولى خون حيض گرم است و با حرارت بسيار بيرون مىآيد و بهمين جهت و دارا بودن غلظت و حرارت با سوزش دفع مىشود و كاملا محسوس است، و خون استحاضه سرد است و بدون آنكه زن خبردار شود جارى ميگردد. و پدرم- خدا او را رحمت كند- همين گونه در رسالهاى كه بمن فرستاده ذكر كرده است.
و هر گاه زنى پنج روز خون ببيند و پنج روز پاك باشد، يا چهار روز خون ببيند و شش روز پاك باشد، هنگامى كه خون ميبيند نماز نخواند و هر زمان كه پاكى مييابد نماز بخواند، و اين كار را همچنان ادامه دهد تا سى روز و چون سى روز[١] سپرى شد و بعد خون پياپى و فراوان ببيند، بهنگام هر نمازى غسل كند و با پنبه درون فرجش را پر نموده و بر بالاى آن نيز به رانهاى خود پارچهاى ببندد و هر گاه زردى يا خونابه مايل به
[١] بمضمون اين فتوى در تهذيب خبرى است.