ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٤٨٣ - باب در بيان چگونگى خواندن نماز از آغاز آن تا پايان آن
اينكه جزء معاندان و كافران باشد، و عظمت و قدرت و اراده الهى را كوچك انگارد، و امر و نهى و فرمانهاى او را ناچيز شمارد.
وَ لَا الضَّالِّينَ (يعنى: و نه گمراهان و سرگشتگان) و پناه ميبرد به پيشگاه مقدّس الهى كه از جمله راه گم كردگان باشد، آن كسانى كه بدون شناخت و از سر ناآگاهى از راه خدا و به بيراهه افتاده و گم شدهاند در حالى كه خودشان مىپندارند كه بدون شكّ نيكوكار ايشانند نه ديگران، پس با شرحى كه گذشت محقّقا معانى نغز از خير و حكمت از امور مربوط به دنيا و آخرت چندان در سوره حمد گرد آمده كه هيچ كلامى در دنيا حاوى آن همه نيست».
و علّتى را كه بخاطر آن بلند خواندن در بعضى نمازها مقرّر شده و در پارهاى مقرّر نشده (فضل بن شاذان) چنين ذكر كرده كه نمازهائى كه در آنها قراءت را بلند مىخوانند همان نمازهائيست كه در اوقات تاريكى و سياهى شب بجا مىآورند.
(نماز شام يا مغرب و عشاء و صبح) پس واجب است با صداى بلند خوانده شود تا كسى كه از آنجا مىگذرد بفهمد و متوجّه شود آنجا جماعتى مشغول نمازند، اگر قصد دارد نماز بخواند به نماز بايستد، زيرا اگر عابر در تاريكى كسى را هم نبيند از صداى آنان به وجودشان و اينكه نماز مىخوانند پى ميبرد، آن دو نمازى كه با صداى بلند خوانده نمىشود، البتّه در روز و هنگامى است كه هوا روشن است، و چون عابر نمازگزاران را ببيند از اين جهت در آن دو نماز نيازى به شنيدن صداى ايشان نيست.
و چون حمد و سوره را خواندى يك تكبير بگو در حالى كه همچنان راست