ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٤٦٨ - باب در بيان چگونگى خواندن نماز از آغاز آن تا پايان آن
پا را نزديك كن و گشوده مگذار
بلكه فاصله ميان دو پا را به اندازه سه انگشت تا يك وجب از يك ديگر باز بگذار، و خميازه نكش، و دهان درّه مكن و از خنديدن در هنگام نماز خود دارى كن كه بلند خنديدن يا قهقهه نماز را باطل سازد، و نيز تورّك مكن (يعنى دست را بر بالاى ران گذاشتن بهنگام خستگى، شبيه همان حالت دست به پائين كمر گذاشتن متداول و متعارف) كه خداوند عزّ و جلّ قومى را بخاطر همين عمل معذّب ساخت، و آنان را مرسوم بود كه هر گاه كسى از نماز خسته مىشد دستان خود را بر بالاى رانهايش تكيه ميداد، و دست بسته يا دست بسينه (چنان كه معمول اهل سنّت است) نماز مكن، كه اين كار را گبران يا مجوس انجام ميدهند، و دستهاى خود را از شانه بياويز، و كف دو دست را بر روى رانهايت از جلو و امتداد زانوانت قرار ده (نه از پهلو يا پشت به رانها بچسبانى) كه با اين كار به نحو شايستهتر ميتوانى به نماز اهتمام داشته باشى، و خاطرت از نماز بدان مشغول نشود، كه هر گاه دستهايت را حركت دهى خاطر تو را بخود سرگرم ميدارد.
و به ديوار تكيه مكن مگر آنكه بيمار باشى و روى بجانب راست و چپ خود مكن، و اگر در موقع نماز روى خود را از قبله بگردانى تا حدّى كه نفر پشت سر خود را ببينى اعاده آن نماز بر تو واجب مىشود، هر گاه كه بنده در موقع نماز رويش را از قبله بسوى ديگر متوجّه سازد خداوند عزّ و جلّ او را ندا فرمايد كه: اى بنده به كه مينگرى، به چه كسى كه برايت از من بهتر باشد؟ پس اگر سه بار اين عمل را تكرار كند و توجّه خود را به جاى ديگر معطوف دارد خداوند عزّ و جلّ نظر خود را از او بگرداند، و پس از آن نيز هرگز به او نظر نفرمايد.