ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٤٥١ - *(باب) * *(چگونگى اذان و اقامه و ثواب كسى كه اذان بگويد) *
گفتم: مگر در هم سخن مىگويد؟ گفت: آرى، خداوند ذو الجلال و و الاكرام آن را به سخن مىآورد، و أمّا در بلاء، من گفتم: مگر در بلاء همان در صبر نيست؟ گفت:
نه، گفتم: پس بلاء كدام است؟ گفت: مصيبتها و ناخوشيها و بيماريها و جذام يا خوره، و آن در از ياقوت زرد است و يك لنگهاى است، آه كه چقدر اندكاند كسانى كه از اين در وارد بهشت مىشوند.
گفتم: خدايت رحمت كناد بيشتر برايم بگو و بر من تفضّل فرما كه من بسيار نيازمندم، گفت: اى جوان تو مرا بسيار به زحمت انداختى، أمّا باب اعظم، از آن در بندگان صالح و نيكوكاران وارد مىشوند، و ايشان گروهى هستند كه دنيا و محبّت آن را ترك گفتهاند، و اهل پارسائى و پرهيزكارىاند و راغبان بخداوند عزّ و جلّ و باو مأنوسند، گفتم: خدا تو را مورد رحمت خويش قرار دهد بگو پس از اينكه داخل بهشت شوند چه ميكنند؟ گفت: بر كنار يا بر روى دو نهر در آب زلال و پاك و در كشتيهائى كه از ياقوت سرخ است، با پاروهائى از مرواريد سير مىكنند، و در آنها فرشتگانى از نور مىباشند و بر تن ايشان جامههاى سبز رنگ باشد، سبز پر رنگ.
گفتم: خدايت رحمت كناد آيا نور سبز هم هست؟ گفت: جامهها سبز است لكن از نور پروردگار عالميان جلّ جلاله نور و پرتوى در آن جامهها تابيده و آن را منوّر گردانيده