ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٣٥١ - باب در بيان فضيلت مسجدها و حرمت آن و ثواب كسى كه در آنجا نماز گزارد
هر پيامبرى را برداشتهاند، و اين مسجد جاى آن سوار است، از آن حضرت پرسيدند:
آن سوار كيست؟ فرمود: خضر ٧.
و أمّا مسجد براثا در بغداد هنگامى كه امير المؤمنين ٧ از جنگ با خوارج نهروان باز ميگشت در آنجا نماز گزارد. (مسجد براثا مسجدى بوده متعلّق بشيعيان و در زمان تقيّه آنجا گرد مىآمدند و آزادانه مراسم خود را انجام ميدادند).
٦٩٨- و از جابر بن عبد اللَّه انصارى مرويست كه گفت: در براثا امير المؤمنين ٧ وقتى از جنگ با شراة (يعنى خوارج كه گمان ميكردند جان خود را براى تحصيل رضاى الهى در مقابل بهشت فروختهاند) باز ميگشت بامامت ايستاده با ما نماز كرد و ما تقريبا حدود صد هزار نفر بوديم، پس مردى نصرانى از دير خود فرود آمد و گفت: سردار اين سپاه كيست؟ ما اشاره بآن حضرت كرده گفتيم: اين مرد، پس روى بحضرت نموده سلام كرد و گفت: سرور من آيا تو پيامبر خدا هستى؟ آن حضرت پاسخ فرمود: نه، پيغمبر ٦ كه سيّد و سرور من بود از دنيا رفته است.
گفت: پس تو جانشين يا وصىّ پيغمبرى؟ فرمود: آرى، سپس آن حضرت باو فرمود:
بنشين، از چه رو اينها را پرسيدى؟ مرد نصرانى عرضكرد: من اين صومعه را بخاطر همين موضع كه براثا است بنا كردهام، و در كتب آسمانى خواندهام كه در اين محلّ با اين جمعيّت فراوان نماز نميخواند مگر پيغمبرى يا وصىّ پيغمبرى و اكنون نيز