ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٣٢١ - باب *(علت واجب شدن پنج نماز در پنج وقت) *
جبرئيل نزد آن حضرت آمده و باو گفت: اى آدم چه چيز تو را چنين بگريه در آورده است؟ جواب داد: از اين سياهى كه در بدنم پيدا شده گريانم، جبرئيل ٧ گفت:
اى آدم برخيز و نماز كن كه اين وقت نماز نخستين است، پس آدم برخاست و نماز گزارد، آن سياهى تا گردن او رسيد (يا از صورت او تا گردنش از سياهى پاك شد) بار ديگر جبرئيل ٧ در نوبت نماز دوم نزد آدم آمده باو گفت: اى آدم برخيز و نماز كن زيرا اين زمان، وقت نماز دوّم است، آدم برخاست و نماز گزارد، و آن سياهى تا ناف او پائين آمد، باز جبرئيل ٧ در وقت نماز سوّم نزد او آمد و گفت: اى آدم برخيز و نماز بخوان كه اين هنگام، وقت نماز سوّم است، آدم برخاست و نماز گزارد و آن سياهى به زانوهاى او رسيد، بار ديگر جبرئيل ٧ در وقت نماز چهارم نزد او آمده گفت: اى آدم برخيز و نماز بخوان كه وقت نماز چهارم است، آدم ٧ برخاست و نماز خواند و همچنين وقت نماز پنجم باز آمد و گفت: وقت نماز پنجم شد آدم نماز خواند و بكلّى از آن سياهى كه سراپايش را فراگرفته بود بيرون آمد، پس حمد و ثناى خداوند متعال را بجاى آورد، و در اين هنگام جبرئيل ٧ بآدم گفت: اى آدم حال و وضع فرزندان تو در مورد اين نمازها همانند وضع توست حالى كه اين سياهى را بر تن داشتى، هر كس از فرزندان تو كه در هر شبانه روز پنج نوبت نماز مقرّر را بخواند از گناهانش خارج مىشود و آنچنان كه تو از اين لكّه سياه بيرون آمدى.