ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢٩٩ - *(در بيان واجب بودن نماز) *
مكلّف بودهاند گناهى بر آنان نبوده است، لذا در اين مورد حكايت صحيح بشرح آتى است:
٦٠٧- حكايتى است مروى از امام صادق ٧ كه آن حضرت فرمود:
روزى بهنگام عصر سليمان بن داود ٧ مشغول سان و بازديد از اسبان شد و بنظاره آنان سرگرم گرديد تا خورشيد رخ در حجاب كشيد و فرو رفت، پس آن حضرت بفرشتگان دستور داد: خورشيد را بر من باز گردانيد تا نمازم را در وقت مقرّرش بجا آورم و ايشان خورشيد را باز گردانيدند، آن حضرت برخاست و مشغول وضو شد باين ترتيب كه دو ساق پاى خود و گردنش را مسح نمود و به اصحاب خود كه نماز ايشان فوت شده بود امر كرد تا بهمان ترتيب عمل كنند وضوى ايشان براى نماز باين نحو بود، سپس سليمان برخاست و نماز گزارد و هنگامى كه از نماز فارغ شد خورشيد نيز غروب كرد و ستارگان بردميد، اين وفق همان فرمايش خداوند عزّ و جلّ است كه ميفرمايد: وَ وَهَبْنا لِداوُدَ سُلَيْمانَ نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ* إِذْ عُرِضَ عَلَيْهِ بِالْعَشِيِّ الصَّافِناتُ الْجِيادُ* فَقالَ إِنِّي أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَيْرِ عَنْ ذِكْرِ رَبِّي حَتَّى تَوارَتْ بِالْحِجابِ* رُدُّوها عَلَيَّ فَطَفِقَ مَسْحاً بِالسُّوقِ وَ الْأَعْناقِ[١] يعنى: (و ما سليمان را به داود عطا كرديم كه سليمان نيكو بندهاى بود و پيوسته بدرگاه خداوند الحاح و زارى و شيوه توبه داشت بدان هنگام كه اسبان تيز تك را در وقت عصر بر او عرضه داشتند (و او بديدن آنها از نماز غافل ماند) پس خويشتن را به سرزنش گفت: من دوستى اين اسبان
[١] مرحوم استاد ميرزا ابو الحسن شعرانى در اين آيات نظرى اظهار فرمودهاند كه قابل توجّه است به تفسير ابو الفتوح پاورقى ذيل آيه مراجعه شود ج ٩ ص ٣٧٠.