ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢٩٢ - *(در بيان واجب بودن نماز) *
رسول خدا ٦ هنگامى كه در شب معراج ايشان را به گردش در آسمانها در آوردند و خداوند عزّ و جلّ آن حضرت را به پنجاه نماز امر فرمود، چگونه بود كه آن حضرت خود براى امتش از خداوند در خواست تخفيف ننمود تا موسى بن عمران ٧ بايشان گفت: نزد پروردگار خود باز گرد و از او درخواست تخفيف كن زيرا امّت تو تاب انجام آن را ندارند؟ پدرم پاسخ فرمود: فرزندم همانا رسول خدا ٦ از خود براى خداوند عزّ و جلّ حكمى معلوم نميكرد و در چيزى كه به او امر فرموده بود بار ديگر برنميگشت تا چون و چرا كند، ولى هنگامى كه موسى ٧ آن مطلب را از ايشان درخواست كرد و خود را براى امّت آن حضرت نزد او شفيع قرار داد ردّ كردن شفاعت برادرش موسى ٧ براى آن حضرت روا نبود لذا نزد پروردگار خود بازگشت و درخواست تخفيف نمازها را نمود تا اينكه آن را به پنج نماز در شبانه روز رسانيد. زيد گويد: به پدرم عرضكردم: پدر جان پس چرا در بار آخر كه به پنج نماز رسيده بود رسول خدا ٦ به پيشگاه خداوند عزّ و جلّ برنگشت و تقاضاى تخفيف نمازهاى پنجگانه را ننمود با وجود آنكه موسى ٧ همچنان از آن حضرت خواسته بود كه نزد پروردگارش عزّ و جلّ باز گردد و درخواست كم كردن نمازهاى پنجگانه را نمايد؟ پدرم فرمود: اى فرزندم رسول خدا ٦ مىخواست براى امّتش تخفيف بگيرد و در عين حال با وجود كم شدن ركعات نماز همچنان ثواب