ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٧٨ - كوتاه كردن ناخنها و گرفتن شارب و شانه زدن
٣٣٦- امام صادق ٧ فرمود: اوّلين كسى كه داراى موى سپيد شد ابراهيم خليل ٧ بود كه روزى محاسن خود را به بالا گرفت و يك تار موى سفيد در آن ديد و گفت: اى جبرئيل اين چيست؟ جبرئيل گفت: اين وقار است، پس ابراهيم عرضكرد: خداوندا وقار مرا افزون گردان.
٣٣٧- و نيز امام صادق ٧ فرمود: هر كس از مسلمانان كه داراى يك تار موى سپيد شود روز قيامت آن يك تار موى سفيد براى او نورى خواهد بود.[١]
٣٣٨- رسول خدا ٦ فرمود: موى سفيد چون نور است (يا چهره شخص را نورانى ميكند) پس آن را از جاى خود در نياوريد و نكنيد.
٣٣٩- امير المؤمنين ٧ در چيدن موى سپيد اشكالى نميدانستند ولى كندن آن را مكروه ميداشتند.
نهى از كندن موى سفيد نهى بمعنى كراهت است نه نهى تحريمى زيرا:
٣٤٠- امام صادق ٧ ميفرمود: باكى نيست بر چيدن موى سفيد (كه آميخته با موى سياه باشد) و كندن آن. لكن چيدن آن نزد من خوشايندتر از كندن آنست.
[١] مراد آن كس باشد كه در اسلام موئى سفيد كرده باشد.