ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٥ - مقدمه مؤلف
و قطع دارم و بدان حكم ميكنم بياورم، و اكنون اعتقادم در بارهاش چنين است كه آن حجّت ميان من و پروردگارم- كه نامش مقدّس و قدرتش والا- ميباشد.
و آنچه در اين كتاب ذكر شده تمامى مأخوذ و دريافت شده از اصول مشهوريست كه همه اعتماد بر آنهاست و احكام (مذهب جعفرى) را از آنها بايد گرفت مانند: كتاب حريز بن عبد اللَّه سجستانى،[١] و كتاب عبيد اللَّه بن عليّ حلبي،[٢] و كتابهاى عليّ بن مهزيار اهوازيّ،[٣] و كتابهاى حسين بن سعيد[٤]، و نوادر احمد بن محمد بن عيسى،[٥] و كتاب نوادر-
[١] وى اهل كوفه است و مورد وثوق، و چون براى تجارت بسيستان سفر بسيار ميكرده و بالاخره در آنجا اقامت گزيده بسجستانى كه همان سيستان است معروف گشته داراى كتابهائى است كه همه از اصول بشمار ميرود، در سيستان بدست خوارج كشته شده.
[٢] وى ثقه و صحيح الحديث است، اهل كوفه بوده ولى چون بسيار با پدر و برادرش بتجارت بحلب مسافرت ميكرده از اين رو حلبى نسبتش دادهاند، او داراى كتابيست كه آن را بامام صادق ٧ عرضه داشته و حضرتش را خوش آمده و او را تحسين فرموده و كتابش را تصديق كرده، و فرموده: در ميان اينان( يعنى مخالفين) كسى بمانند اين كتاب تأليف نكرده است.
[٣] على بن مهزيار از اصحاب امام رضا و حضرت جواد و حضرت هادى : است و بسيار جليل القدر و مورد وثوق همگان بوده و داراى ٣٣ كتاب است كه جملگى از اصول چهارصدگانه بشمار ميروند، در زمان حضرت هادى يا عسكرى ٨ از دنيا رفته است.
[٤] حسين بن سعيد كوفى است و از اصحاب حضرت رضا و امام جواد و امام هادى : بوده، و در اواسط عمر با برادرش حسن به اهواز رفته و بعد خود تنها به قم مسافرت كرده و در منزل حسن بن ابان وارد شده و در همان ديار از دنيا رفته است، داراى ٣٠ مجلد كتاب است و در ميان اصحاب چنان معروفست كه كتب ديگران را بآن قياس ميكنند.
[٥] احمد بن محمد بن عيسى از جمله اشعريانى است كه از مدينه بكوفه رفتند و در آنجا اخبار اهل بيت : را ترويج كردند و جمعى از آنجا بقم مسافرت كرده و در آنجا اقامت گزيدند و بنشر اخبار و احاديث معصومين٧ پرداختند و احمد بن محمد بن عيسى يكتن از معروفين آنها بشمار ميرود كه خود شيخ اجازه و استاد بيشتر محدّثين قم ميباشد مانند محمد بن يحياى عطّار، و محمد بن حسن صفّار، و على بن ابراهيم و بسيارى ديگر از قمّيين و رئيس مطاع آنها است و زمان امام هشتم و نهم و دهم : را درك كرده و حضرت رضا ٧ را ملاقات نموده، و كتابهاى بسيارى نوشته كه شيخ طوسى پارهاى از آنها از جمله كتاب نوادر را در فهرست نامبرده است و گويد اين كتاب مبوّب( يعنى فصل بندى و باب باب) نبوده و ابو سليمان داود بن كوره قمى آن كتاب را باب بندى كرده، و محمد بن حسن بن وليد از آن كتاب مبوّب شده باجازه محمد بن يحيى نقل ميكند.